معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٤٠
گفت: بهخداسوگند كه منمىدانم او راستمىگويد! وليدگفت: پس چرا به او ايمان نمىآورى؟ ابوجهل گفت: مىخواهى دختران قريش بنشينند و بگويند از ترس شكست، تسليم برادر زاده ابوطالب شدم؟ سوگند به بتهاى «لات» و «عُزّى» كه هرگز از او پيروى نخواهم كرد! «١» ٣- هواپرستى- هواپرستى از مهمترين عواملى است كه وسيله هدايت را كه درك صحيح حقايق باشد از انسان مىگيرد، بر چشم و گوش و عقل آدمى پرده مىافكند. عواقب هواپرستى آن قدر شوم و دردناك است كه گاه يك لحظه هواپرستى و هوسرانى يك عمر پشيمانى ببار مىآورد، و گاه يك لحظه هواپرستى محصول تمام عمر انسان و اعمال نيك او را بر باد داده و سرانجامش را به گمراهى و رسوايى مىكشاند. قرآن كريم مىفرمايد:
«افَرَايْتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ وَ اضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً» «٢» آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده؟ و خداوند او را با آگاهى (بر اين كه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته، و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پردهاى افكنده است؟
در حديث معروف پيامبر (ص) آمده است:
«خطرناكترين چيزى كه بر امتم از آن مىترسم هواپرستى و آرزوهاى دراز است، چرا كه هواپرستى انسان را از حق باز مىدارد، و آرزوهاى دراز آخرت را به فراموشى مىسپارد.» «٣»