معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٩٣
گناهى است يا معلوم نگردد كه شفاعت چه نوع كيفرى را برطرف مىكند و در چه حالى شامل انسان مىشود، با چنين ابهامى، شفاعت تنها اميدوارى مىآورد كه انسان با مشاهده گناهانش از رحمت خدا مأيوس نگردد و هرگز انسان را در گناه كردن، گستاخ نمىكند.
اضافه بر آن، باز بودن راه توبه و شفاعت و مانند آن، اگر درست فهميده شود نه تنها مايه گستاخى نمىگردد، بلكه موجب پشيمانى و بازگشت خواهد بود، زيرا روزنه اميد را فرا روى گنهكاران مىنهد؛ و اين راهها براى انسانهاى متنبه شده و عذرخواه باز است، نه براى انسانهاى گستاخ و معاند.
بلكهمىتوانگفت بستهبودن راه شفاعت و توبه، گنهكاران را گستاخمىكند، زيراآنانروزنه اميدى براى بازگشت نمىبينند؛ و مىگويند آب كه از سرگذشت چه يك نى، چه صد نى! ٤- آيا لطف خدا و اولياى او محدود است كه گروهى مشمول شفاعت نشوند؟
پاسخ معاد استدلالى ٩٨ بهشت و برخوردارى از نعمتها ص : ٩٧ : بهرهگيرى از الطاف خدا، تنها به لطف پروردگار مربوط نيست، بلكه بستگى به استعداد و آمادگى ما نيز دارد. به عنوان مثال، نور خورشيد كمبودى ندارد ولى خاك به علت تيرگى نمىتواند مانند آيينه آن را منعكس نمايد. اين ناتوانى خاك، مربوط به نور نيست.
قرآن كريم درباره لجاجت كفار، و سرسختى آنان در برابر پيامبر (ص) مىفرمايد:
«انَّ الَّذينَ كَفَروُا سَواءٌ عَلَيْهِمْ ءَانْذَرْتَهُمْ امْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ» «١» كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمىكند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى، ايمان نخواهند آورد.
خداوند به رسول خود مىفرمايد:
«انَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى» «٢» تو از هدايت مرده دلان ناتوانى.
به خاطر اينكه آنان ظرفيت و استعداد خود را از دست دادهاند نه اينكه در تبليغ تو نقصى وجود دارد و در جاى ديگر مىفرمايد: