معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٩١
كه نزد او شفاعت مىكند، مؤثر افتد.
از اين رو، شفيع چنين مىگويد: بار خدايا! من از تو تقاضا نمىكنم كه از مقام خدايى و آقايى خود نسبت به بندهات صرف نظر كرده يا حكم و قانون مجازات خود را باطل كنى، بلكه مىخواهم از اين بنده درگذرى، زيرا بزرگ و مهربان و كريمى، نه از مجازات او سودى مىبرى و نه گذشت از گناه او به تو زيانى مىرساند يا اينكه مىگويد: بندهاى است كوچك، نادان، بيچاره و پريشان، گذشت و چشم پوشى تو را مىطلبد؛ و يا مىگويد: خدايا! اگر من نزد تو مقام و منزلتى دارم از تو تقاضا مىكنم كه از بنده گنهكارت درگذرى، و اين خواسته مرا رد نكنى.
از اين بيانات، روشن مىشود كه كار شفيع اين است كه يك رشته عوامل مؤثر در رفع مجازات را بر عوامل ايجاب كننده آن (مخالفت با فرمان الهى) حكومت مىدهد. «١» شبهات شفاعت و پاسخ آنها ١- چرا خود خداوند گناهكاران را مورد بخشش قرار نمىدهد تا نيازى به شفاعت ديگران نباشد؟
پاسخ:
الف- شايد دليل آن ايجاد تواضع در مردم، در برابر بندگان صالح باشد تا روح تكبرشان از بين برود، همان گونه كه به شيطان فرمان رسيد در برابر آدم سجده كند، ولى او تكبر كرد. قرآن درباره گروهى مىفرمايد: و چون به آنان گفته شود بياييد تا رسولخدا (ص) براى شما آمرزش طلبد، سرهاى خود را بپيچند و بنگرى كه تكبر كنان روى بگردانند. «٢» ب- مقام شفاعت به سبب بندگى، پاداشى است كه به اولياى خدا ارزانى مىشود.
ج- انسان چون بداند كه اولياى خدا، مانند انبيا، امامان، علما، شهدا، صالحان و قرآن كريم، در قيامت صاحب شفاعت هستند، مىكوشد كه خود را به آنان نزديك كرده، از