معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٧٢
گاهى بر زبانشان مهر خورده و تنها دست و پا سخن مىگويند.
«الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى افْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا ايْديهِمْ وَ تَشْهَدُ ارْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» «١» آن روز بر دهانهاشان مهر مى زنيم و دستهاشان با ما سخن گويند و پاهاشان به اعمالى كه كردهاند، گواهى دهند.
«وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا انْطَقْنَا اللَّهُ الَّذى انْطَقَ كُلَّ شَىءٍ» «٢» (گنهكاران) به پوستهاشان مىگويند، چرا بر ضدّ ما گواهى داديد؟ آنها مىگويند خداوندى كه همه چيز را به سخن گفتن وادار كرد، ما را هم به سخن در آورد.
علّامه طباطبايى مىگويد:
«شهادت اعضا هنگامى واقعيت دارد كه هر يك از اعضا، در دنيا با شعور باشند و از عمل انسان آگاه شوند و هر گاه در قيامت خداوند به اعضا شعور دهد و يا آن روز به آنها آگاهى عطا كند، شهادت به حساب نيايد؛ زيرا شاهد بايستى به هنگام عمل نيز، عالم باشد تا بتواند ماجرا را دريابد و براى روزى گواهى دهد.» «٣» بنابراين، همه اعضاى ما در اين جهان، داراى نوعى شعور و علم و آگاهىاند، هر چند نوع آن علم و شعور، با دانش و آگاهى تفاوت كند.
قطع اسباب ظاهرى در قيامت پارهاى از اسباب و عوامل مىتواند يارى دهنده انسان در اين عالم باشند، لكن در قيامت فايدهاى ندارند و آنها عبارتند از:
الف- رشوه و هديه:
«لا يُؤْخ معاد استدلالى ٧٨ ب - پرسش از حالتها و عملها ص : ٧٧ َذُ مِنْها عَدْلٌ» «٤» و غرامت از كسى قبول نخواهد شد.