معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٥٩
پرندگان مانع از دوباره زنده شدن آنها نگرديد، مردن آدمى و پراكنده شدن اجزاى بدن او و از ميان رفتن شكلها، مانع دوباره زنده شدن آنان در روز قيامت نخواهد شد.
آياتى ديگر:
«حَتَّى اذا ما جاءُوها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ ابْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالوُا انْطَقَنَا اللَّهُ الَّذى انْطَقَ كُلَّ شَيْىءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ اوَّلَ مَرَّةٍ وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ» «١» هنگامى كه به جهنم بيايند، گوش و چشم و پوستهاى بدنشان، برضد آنان به جهت كردارى كه انجام دادهاند گواهى دهند. آنان گويند چرا برضد ما گواهى مىدهيد؟ گويند: خدايى كه همه چيز را به سخن درآورد و شما را در آغاز آفريد، ما را نيز به سخن آورد و به سوى او باز مىگرديد.
«انَّ الَّذينَ كَفَرُوا باياتِنا سَوْفَ نُصْليهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ» «٢» همانا كسانى كه به آيات ما كافر شدند، بزودى آنان را در آتشى داخل كنيم كه هر گاهپوستهايشان بسوزد در عوض آن، پوستهاى ديگر به آنهابپوشانيم تا خوب عذاب دردناك را بچشند.
با دقت در معنا و مفهوم اين آيات وقوع معاد جسمانى از آنها استفاده مىشود، زيرا اگر جسم محشور نمىشد، شهادت گوش و چشم و پوست معنا نداشت، و نيز سوختن پوست و تعويض آن مطرح نمىشد.
«يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْاجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ الى نُصُبٍ يُوفِضُونَ خاشِعَةً ابْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلِكَ الْيَوْمُ الَّذى كانُوا يُوعَدُونَ» «٣» روزى كه از قبرها، شتابان بيرون آيند، گويى كه به سوى هدفى مىروند در حالى كه ديدگانشان فرو افتاده است و ذلت آنها را فرا گرفته؛ اين همان روزى است كه به آنها وعده داده شده بود.
آنچه از قبرها بيرون مىآيد، همان بدنهايى است كه دفن شده است. اين آيه نيز، بر معاد جسمانى دلالت دارد.