معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٥٦
معاد روحانى و جسمانى بسيارى از بزرگان علما و مشايخ فلاسفه و عرفا و جمع كثيرى از متكلمان اسلامى از علماى اماميه و غير آنان، مانند شيخ مفيد، شيخ طوسى، سيد مرتضى، خواجه نصيرالدين طوسى، علامه حلى، حجةالاسلام غزالى و خيلى از علماى ديگر فريقين، به معاد جسم و روح با هم و مركب از هر دو معتقدند، و مىگويند روح در سراى ديگر به بدن بازگشت مىكند. آنان با استدلال بر اين كه نفس و روح انسان مجرد است، مىگويند بعد از مرگ و برپايى رستاخيز دوباره روح به بدن برمىگردد.
از پيروان ديگر مكاتب و اديان، جمهور نصارا و پيروان مسيحيت نيز بر همين نظرند. «١» از آنجا كه اثبات كيفيت معاد از مسايلى است كه با دليل عقلى قابل اثبات نيست، بايد از قرآن و سنت در اين زمينه استمداد جست، و در اين راستا خواهيم ديد كه مدلول آنها وقوع معاد براى جسم دنيايى با روح مىباشد. «٢» گواهى قرآن بر معاد جسمانى- روحانى آيات زيادى در رابطه با اثبات معاد جسمانى مزبور آمده است برخى از آنها عبارتند از:
الف- داستان ابَىّ بن خَلْف:
«وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِى الْعِظامَ وَ هِىَ رَميمٌ قُلْ يُحْييهَا الَّذى انْشَأَها اوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ» «٣» و براى ما مثلى زد و آفرينش (نخستين) خود را فراموش كرده، مىگويد: چه كسى اين استخوانها را در حالى كه پوسيده، زنده مىكند؟ (پيامبر) بگو: خدايى كه بار اول آن را ايجاد كرد (دوباره) زندهاش مىكند و او به همه آفريدههايش داناست.
اين آيه، دلالت دارد كه خود آن استخوان پوسيده در روز قيامت برانگيخته مىشود،