معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٣٩

و اشتباه وا مى‌دارد و به هنگام وجود عوامل بيدار كننده همه را خنثى مى‌كند. درباره اين كه چگونه كبر عامل بدبختى مى‌شود. حضرت على (ع) مى‌فرمايد:
«پس از آنچه خداوند در مورد ابليس انجام داده عبرت بگيريد، زيرا اعمال طولانى و كوششهاى فراوان او را (بر اثر تكبر) از بين برد، او خداوند را ششهزار سال عبادت كرد كه معلوم نيست از سالهاى دنياست يا از سالهاى آخرت؛ اما با ساعتى تكبر همه را نابود ساخت! پس چگونه ممكن است كسى بعد از ابليس همان معصيت را انجام دهد ولى سالم بماند، نه، هرگز چنين نخواهد بود؛ خداوند هيچگاه انسانى را بخاطر عملى داخل بهشت نمى‌كند كه در اثر همان كار فرشته‌اى را از آن بيرون كرده باشد؛ فرمان او درباره اهل آسمان و زمين يكى است؛ و بين خدا و احدى از مخلوقاتش دوستى خاصى برقرار نيست، تا به خاطر آن مرزهايى را كه بر همه جهانيان تحريم كرده است مباح سازد.» «١» ٢- عناد و لجاجت در برابر حق- عناد و لجاجت كه زاييده خودخواهى و غرور آدمى است، از عوامل مهم سقوط انسان و دور ماندن از سعادت و رستگارى، و نيز سد راه تابش نور ايمان و معرفت در دل انسان است. عناد و لجاجت، فرصتهاى مناسب را براى گرايش به حق و هدايت از انسان مى‌گيرد و انسان را از توبه كردن و جبران گذشته باز مى‌دارد.
با دقت در آياتى كه علت انكار امتها را در برابر پيامبران بازگو مى‌كند اين حقيقت بخوبى روشن مى‌شود كه يكى از علل عمده انكار آنان با اين كه حق و حقيقت بر ايشان آشكار بود، همين لجاجت و عناد بوده است.
قرآن كريم درباره گروهى از كفار لجوج مى‌فرمايد:
«وَ جَحَدوُا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها انْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوّاً» «٢» آنها در حالى كه در دل به حقانيت آيات خدا يقين داشتند از روى ظلم و برترى طلبى آن را انكار مى‌كردند.
در برخى منابع تفسيرى آمده شبى از شبها ابوجهل به همراهى وليد بن مغيره به طواف خانه كعبه پرداختند. در هنگام طواف درباره پيامبر اسلام صحبت بميان آوردند. ابوجهل‌