معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٢٥
خلاصه عدل خداوند اقتضا مىكند كه دنياى ديگرى باشد تا در آنجا به اعمال نيكان و بدان رسيدگى شود، و مؤمنان نيك كردار به پاداش مناسب، و كافران، فاسقان و ظالمان به كيفر اعمال زشت خويش برسند.
حكمت خداوند نيز اقتضا دارد كه سير تكاملى انسان با مردن متوقف نشود، و راه رشد و كمال براى انسانها مسدود نگردد؛ چون آفرينش انسان و جهان به حكم عقل و نقل عبث و بيهوده نبوده، و براى هدف برتر و كمال عاليترى آفريده شده است. از اين رو، وجود معاد و دنياى كاملترى براى تحقق اين هدف مقدس، ضرورى به نظر مىرسد.
انسان، بر اساس فطرت پاك انسانى زندگى را دوست دارد، و به اصطلاح پيوسته در طلب آب حيات جاويدان بخش است، تا زندگى و بقاى او را تداوم بخشيده و او را از فنا و نيستى رهايى دهد.
وجود معاد و روز رستاخيز، و در نتيجه تجديد حيات در آن سرا بهترين راه پاسخگويى به اين نياز درونى و خواست فطرى انسان مىباشد. زيرا انسان به طور فطرى ميل به بقا و ماندن دارد، و تحقق اين امر فطرى در اين دنيا ميسر نيست؛ چون همه مىميرند، پس بايد دنياى ديگرى باشد تا اين خواست انسان عينيت خارجى پيدا كند.
پرسش ١- چگونه عدالت خداوند، دليل بر اثبات معاد است؟
٢- چگونه حكمت خداوند، دليل بر اثبات معاد است؟
٣- چگونه نياز به معاد و رستاخيز، فطرى انسان است؟ شرح دهيد.
٤- انگيزههاى منكران در انكار معاد را بنويسيد.