معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٢٣

دوست دارند، و مى‌خواهند باشند، و زندگى آنان با مرگ پايان نپذيرد و دستخوش نيست و نابودى نشود. از اين رو انسانها از يكسو بنابر اقتضاى طبع انسانى از مرگ فرار مى‌كنند؛ و از سوى ديگر براى ماندن و جاويدانه شدن دست به يكسرى كارها و اقداماتى مى‌زنند.
به عنوان مثال مى‌كوشند خانه هاى محكم و بناهاى استوار و ماندنى بسازند، و در صورت امكان مال و ثروت فراوانى اندوخته كنند؛ و از آفات و بيماريهاى جسمى بدور باشند، و نظاير آن. همه اين كارها مى‌رساند كه جاويدان طلبى و حسّ بقا، جزو خواسته‌هاى درونى انسان بشمار مى‌رود، و از فطرت اصيل او سرچشمه مى‌گيرد.
بررسيهاى تاريخى و كاوشهاى باستان شناسى نيز نشان مى‌دهد كه اقوام و ملل باستانى، حتى انسانهاى بدوى در مصر قديم و مكزيك، آب و غذا و وسايل دفاعى لازم را در قبر همراه مردگان قرار مى‌دادند تا در آنجا مورد استفاده آنان واقع شود! «١» روشن است كه نه ادامه زندگى در اين دنيا و جاويدان ماندن در آن ميسر است، و هيچ انسان عاقلى هم چنين پندارى نخواهد داشت، چون همگان يقين دارند كه گريزى از مرگ نيست، و نه اين كه كارهاى انسانهاى نخستين و ملل باستانى معقول و مقبول مى‌باشد، بلكه همه اينها پاسخ درست يا نادرست به فطرت جاويدان طلبى و حس ماندگار شدنى مى‌باشد.
روشن است كه هر امر فطرى نمايانگر چيزى است كه به آن تعلق دارد، يعنى وجود يك چيز فطرى دليل بر وجود متعلق آن در خارج است. با توجه به اين كه اين جهان و موجودات آن بويژه انسان دستخوش مرگ ونيستى مى‌شوند، بنابراين، وجود جهان ديگرى غير از اين جهان كه قرآن از آن به سراى باقى و جاودانى ياد مى‌كند براى تحقق اين امر فطرى ضرورى است.
انگيزه‌هاى انكار معاد با بررسى آيات قرآن كريم به اين نتيجه مى‌رسيم كه منكران معاد دليلى بر انكار آن نداشته و ندارند، بلكه فقط آن را بعيد دانسته يا مى‌دانند. البته امورى سبب بعيد دانستن‌