معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٢١
٢- حكمت خداوند پس از اعتقاد به وجودخدا و ايمان به حكيم بودن او، حكمت خداى حكيم اقتضا مىكند كه مرگ پايان زندگى نباشد؛ زيرا در اين صورت، كار خداوند كار كوزهگرى خواهد بود كه كوزه ها را از صبح تا شام مىسازد و پس از خشك شدن بر زمين مىكوبد و خرد مىكند.
خدا انسان را آفريد، از ناتوانى به توانايى، از نادانى به دانايى و رشد عقلى رساند، و وقتى بشر به كمال دنيايى دست مىيابد او را هلاك مىسازد، آن گاه همه چيز تمام مىشود! اگر چنين باشد غير عقلايى و غير حكيمانه است، حكيمانه اين است كه اگر انسان هنوز امكان تعالى و تكامل بيشترى دارد براى او فراهم گردد، و جهان با اين عظمت و انسان به اين شگفتى به كمال بالاتر دست يابند و با مرگ نيست و نابود نشده و همه چيز تمام نشود.
در قرآن كريم در بسيارى از موارد، اين موضوع بيان شده است كه نظام عالم بيهوده و بدون هدف آفريده نشده است بلكه نظام آن بر معاد استدلالى ٢٦ مرگ آغاز زندگى اخروى ص : ٢٦ اساس حق استوار است.
«وَ ما خَلَقْنَاالسَّمواتِ وَالْأَرْضَ وَ مابَيْنَهُمالاعِبينَ ما خَلَقْنا هُما إِلَّا بِالْحَقِّ ...» «١» ما آسمانها و زمين و آنچه را كه بين آن دو است به بازيچه نيافريديم. آن دو را، جز بحق، نيافريديم در خصوص بيهوده نبودن خلقت انسان مىگويد:
«افَحَسِبْتُم انَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ انَّكُمْ الَيْنا لا تُرْجَعُونَ» «٢» آيا چنين پنداشتيد كه ما شما را بيهوده و بدون هدف آفريديم و به سوى ما بر نمىگرديد؟
در آيه ديگرى به راه درك و فهم راز آفرينش انسان و جهان، يعنى تفكرتصريح كرده و مىفرمايد:
«... وَ يَتَفَكَّروُنَ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْارْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ» «٣»