عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٥٣ - ٦ حياتبخشى و زايندگى
پنج-حكومت موروثى و خلافت به جاى امامت: حكومت يزيد به جاى معاويه،مولود جريانى بود كه از سقيفه آغاز شد و به فاجعۀ كربلا انجاميد.
معاويه در سال ٥٦ هجرى ولايتعهدى يزيد را اعلام كرد و مردم را به بيعت با يزيد فراخواند.او مىدانست برخى از صحابه تن به اين خلافت نمىسپرند.
از اينرو،مخالفتها را با دسيسه و تهديد سركوب كرد.آنگاه زمينۀ پذيرش حكومت يزيد را در بصره،كوفه،مدينه،مكه و شام فراهم نمود.در مدينه، امام حسين(ع) و شخصيتهايى مانند عبداللّه بن زبير مخالفت كردند و معاويه همين كه شرايط مدينه را مناسب نديد،گروهها و نمايندگان قبايل را دعوت كرد كه در شام با يزيد بيعت كنند.مغيره كه از زمينهسازان حكومت يزيد بود،مىگفت:«من با اين كار زخم مهلكى به جامعۀ اسلامى زدم كه هرگز التيام نمىپذيرد.» [١]
امام حسين(ع) در چنين شرايطى حركت مىكند تا خونى تازه در رگهاى جامعه جارى كند و حياتى دوباره در پيكر فرتوت و فرسوده امّت اسلامى بدمد.او در مقابل سپاه حُرّ فرمود:
أَلاٰ تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لاٰ يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْبٰاطِلَ لاٰ يُتَنٰاهىٰ عَنْهُ لِيَرْغِبَالْمُؤْمِنُفىٖ لِقٰاءِ رَبِّهِ مُحِقّاً فَاِنّىٖ لاٰ أَرَى الْمَوْتَ الاّٰ سَعٰادَةً وَ الْحَيٰاةَ مَعَ الظّٰالِميٖنَ الاّٰ بَرَماً [٢]
آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل بازنمىدارند.در چنين وضعى شايسته است كه مؤمن آرزوى مرگ كند.من مرگ را جز سعادت و نيكبختى و زيستن با ستمگران را جز ذلت و ناتوانى نمىبينم.
[١]
[٢]