عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٦٠ - ٣-١ سوگ
است و از پيام،حماسه و ابعاد عارفانۀ كربلا كمتر مىتوان نشان گرفت.در تركيببند محتشم كاشانى با مطلع:
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
كه امروز زينت پردهها و مجالس سوگوارى است،با همۀ زيبايى،عظمت، استحكام،بلاغت و تأثيرگذارى،از وصف فتوّت،پاكى،پارسايى، ستيمستيزى،عشقبازى،زمانشناسى،وحدت و همدلى و جلوههاى شكوهمند پاكبازان كربلا تقريباً كمبهره است.به سخن ديگر،اين سروده گزارش حماسه و اخلاق و معرفت و محبّت كربلا نيست،بلكه غمنامهاى زيبا،سوزناك و مؤثّر است.
در سرودههاى پس از اين تركيببند،هزاران سرودۀ سوزناك و مؤثّر ديگر مىتوان يافت كه تنها همين بُعد كربلا را ترسيم كردهاند و با همۀ ارزش و گيرايى،كربلا با تمام ابعاد در آنها چهره ننموده است.در اين ميان، نمونههايى چون سرودۀ حجةالاسلام نيّر تبريزى نادر و كمياب است. [١]در سرودههاى عصر انقلاب و دفاع مقدّس،با بهره گرفتن از الگوهاى كربلا افزون بر بيان عظمتها و مكرمتها و بزرگوارىهاى عاشقان سالك راه حسين،اندوه و غمى تنيده در تار و پود شعر احساس مىشود.
سوگ هرچند در سرودههاى آغازين انقلاب اندكى كمرنگ شد،امّا در شعر دفاع مقدّس همپاى حماسه و پيام چهره نمود.به همين دليل،برخى سرودهها
[١]
.«گفت اى گروه هركه ندارد هواى ما
تا دست و رو نشست به خونمىنيافتكس
اين عرصه نيست جلوهگه روبه و گراز
ر.ك:شورش در خلق عالم،حسين درگاهى،محمد جواد انوارى،عبدالحسين طالعى،ص١٣٥-١٤٧.