عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٤٧ - ١-١ حماسه
لاٰ أَرٰانَا اللّٰهُ ذٰلِكَ أَبَداً
خدا هرگز چنين روزى را نياورد كه ما تو را بگذاريم و برگرديم!
مسلم بن عوسجه گفت:
به خدا سوگند! من از تو جدا نمىگردم تا با نيزۀ خود سينۀ دشمنان تو را بشكافم و تا شمشير در دست من است،با آنان مىجنگم و اگر هيچ سلاحى نداشتم،با سنگ و كلوخ به جنگشان مىروم تا جان به جانآفرين تسليم كنم.
و سعد بن عبداللّه گفت:
اگر بدانم هفتاد مرتبه كشته مىشوم و بدنم را آتش زده و خاكسترم را زنده مىكنند،باز هم هرگز دست از يارى تو برنمىدارم.
زهير بن قين نيز چون سعد بن عبداللّه از هزار بار مرگ و زنده شدن و ايثار سخن گفت. [١]
اين سخنان از سر تعارف و ادعاهاى دروغين نيست،زيرا فرداى همان شب (روز عاشورا) جلوهگاه اين گفتهها و صحنۀ عينى اين ادعاها بود.امام شهيد پس از اين آزمون شبانگاه و مشاهدۀ ايمان و اخلاص ياران در وصف آنان فرمود:
وَاللّٰهِ لَقَدْ بَلَوْتُهُمْ فَمٰا وَجَدْتُ فيٖهِم الاّٰ الأَْشْوَسَ الأَْقْعَسَ يَسْتَأنِسُونَ بِالمَنيّٖة دُونىٖإِسْتيٖنٰاسَ الطِّفْلِ إِلىٰ مَحٰالبِ أُمِّهِ [٢]
آرى به خدا سوگند آنها را آزمودم و نيافتم مگر دلاور و غرّنده (شيروار) و باصلابت و استوار (كوهوار)؛آنان به كشته شدن در ركاب من آن چنان مشتاقند كه كودك شيرخوار به سينۀ مادر.
[١]
[٢]