عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٢٢ - ٤ عشقورزى به مكتب و نام اباعبداللّه(ع)
يافت كه از اين عشق،بىنشان باشد و به تعبيرى دقيق،اين عشق با شير مادر در كامشان چكيده بود و تا آخرين نفس ترنّم لبهاشان بود.شهيدى در وصيّتنامهاش نوشته است:
شهيد از لحظۀ تولّد تا لحظۀ شهادت هميشه حماسۀ حسين(ع) را در خاطرۀ خود دارد و دشمنان اسلام بايد بدانند كه مادران ما وقتى به ما شير مىدادند كه در روضههاى اباعبداللّه(ع) در حال اشك ريختن به مظلوم شهيد،حسين(ع) بودهاند،و ما شير مادر را همراه با اشكى كه براى حسين مىريخته، مىخورديم و حماسۀ حسين(ع) در خون ما جوشش دارد. [١]
امام در مشهد عاشورا،در لحظههاى شهادت شهيدان حاضر مىشد،سر آنان را بر زانو مىگرفت و به اين پرسش آنان كه يَابْنَ رَسُولِاللّٰه أَوَفَيْتُ؛ اى فرزند رسولخدا آيا وظيفهام را انجام دادم؟ پاسخ مىداد: نَعَمْ أَنْتَ أَمٰامىٖ فِى الْجَنَّة [٢]؛بله تو پيش از من به بهشت مىرسى.شهيد حسين آقايى در وصيّتنامهاش مىنويسد:
حسينجان! همچنان كه در روز عاشورا يكايك ياران و عزيزانت را در آغوش مىگرفتى از تو مىخواهم در هنگام شهادتم سرم را بر روى زانويت قرار دهى و مرا از عشق به خود و خدايت سيراب كنى. [٣]
و شهيدى ديگر عشقى را كه در وجودش نسبت به خدا و پيامبر و اباعبداللّه دارد،عامل پيروزى مىداند و مىنويسد:
[١]
[٢]
[٣]