عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٢٨٤
پيامبر(ص) هنگام عزيمت به سوى احد،با سه نى بلند سه پرچم بست؛ پرچم اوسيان را به اسيد بن حضير داد،پرچم خزرج را به حُباب بن منذر بن جموح سپرد و نيز گفتهاند به سعد بن عباده داد و پرچم مهاجران را به علىّ بن ابىطالب(ع) سپرد و نيز گفتهاند به مصعب بن عمير سپرد. [١]
پس از آراسته شدن صفّها در احد،رسول خدا(ص) پرسيد:پرچم مشركان را چه كسى دارد؟ گفتند:بنىعبدالدّار.فرمود:ما در وفادارى از ايشان سزاوارتريم.آنگاه فرمود:مصعب بن عمير كجا است؟ وى خود پاسخ داد:
اين جا هستم.پيامبر فرمود:پرچم را بگير.مصعب پرچم را گرفت و آن را پيشاپيش رسول خدا(ص) مىبرد. [٢]
آن گاه كه مصعب به شهادت رسيد،فرشتهاى به صورت وى پرچم را گرفت.پيامبر(ص) در پايان روز خطاب به او فرمود:اى مصعب پيش برو! فرشته به او توجّه كرد و گفت:من مصعب نيستم.پيامبر دانست كه او فرشتهاى است كه رسولاللّه با او مؤيّد شده است. [٣]
از غزواتى كه به تفصيل از پرچم و پرچمداران آن ياد كردهاند،غزوۀ«فتح مكّه»است كه هر گروه دو يا چند پرچم داشتند و گفتهاند كه در اين غزوه، پرچم رسول خدا(ص)به رنگ سبز و پرچم بزرگ لشكر به رنگ سياه بود.
پس از آن كه ابوسفيان تسليم شد و به ناچار شهادتين بر زبان جارى كرد، رسولخدا(ص)به عموى خود،عبّاس دستور داد او را-كه قصد رفتن به مكه داشت-در تنگناى درّه نگه دارد تا لشكر اسلام از كنار او بگذرند و او عظمت آنها را ببيند.
[١]
[٢]
[٣]