عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٢٥٤ - ١ مداوا و پرستارى مجروحان
در دفاع مقدس نيز شير زنانى به تأسى از زنان صدر اسلام در مناطق جنگى و زير آتش دشمن پروانهوار مجروحان را مداوا و پرستارى مىكردند.در زمانى كه شهر اهواز نسبتاً خالى از سكنه بود و باران توپ و موشك و خمپاره بر شهر مىباريد،اين فرشتگان سفيدپوش دست از جان شستند و شب و روز با فداكارى و ايثار و ترك خانوادههاى خود،بر بالين مجروحان به پرستارى مشغول بودند و در مداواى آنان از هيچ كوشش فروگذار ننمودند.گاه هفتهها و ماهها از ديدن خانواده و فرزندان خويش محروم مىماندند تا رزمندگان عزيز سلامتى خود را بازيافته،مجدّداً به جبههها بازگردند. [١]
مجروحى را كه تركش به سرش اصابت كرده بود،به بخش جرّاحى اعصاب بيمارستان گلستان اهواز مىآورند.همۀ پزشكان از او قطع اميد مىكنند،امّا يكى از پرستارها بالاى سرش مىماند و نيمۀ شب مىبيند كه علائم حياتى در او ظاهر گرديد؛به پزشك اطلاع مىدهد و سريعاً او را تحت عمل جراحى قرار مىدهند و آن رزمنده سلامتى خود را به دست مىآورد. [٢]
يكى از خواهران در بارۀ تلاش بىوقفه پرستاران مىگويد:
عشق و علاقه به كار پرستارى بهاضافۀ ايمانى كه نسبت به مسألۀ جنگ و مجروحين داشتيم،نيرويى براى كشيده شدن ما بر سر كار بود.بيشتر بچّههاى روزكار،شب هم مىماندند و بدون احساس خستگى،همپاى ديگر پرسنل شبكار فعاليت مىكردند؛خدا نيرويى به آنها داده بود كه هيچوقت احساس خستگى نمىكردند.خواهرى بود كه در طول روز فقط سه ساعت
[١]
[٢]