عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٦٤ - ٤-١ عرفان و شيفتگى عارفانه
ديد تابى در خود و بىتاب شد
ديدۀ خورشيد بين پرآب شد
صورت حالش پريشانى گرفت
دست بىتابى به پيشانى گرفت
خواست تا بر خرمن جنس زنان
آتش اندازد«أنا الاعلى»زنان [١]
در«گنجينة الاسرار»،همۀ حوادث كربلا مانند به ميدان رفتن و برگشتن على اكبر،به ميدان بردن على اصغر،تب و بيمارى امام سجّاد(ع) و...تعبير و تفسير عارفانه شده است.
نگاه عارفانه،سوگمندانه،حماسى و پيامدارانه به كربلا،در جاىجاى سرودههاى دفاع مقدّس ديده مىشود.نمونههايى از اين ويژگىها را در سرودههاى دفاع مقدّس بررسى مىكنيم.
در كولهبار غربتم يك دل از روزهاى واپسين مانده است
عبّاسهاى تشنهلب رفتند،مشك صداقت بر زمين مانده است [٢]
شاعر اندوهِ رفتن عبّاسهاى تشنهلب،سرداران رشيد جبهههاى جنگ،را دارد،امّا اندوه ماندن خويش و بر زمين ماندن مشك صداقت كه دستى را براى برداشتن آن و پاسخ به تشنهكامى مىطلبد،شعر را از حدّ يك مرثيه فراتر برده است و پيام و فرهنگ عاشورا را بازمىگويد.
سر بريده به ميدان عشق مىگويد
حديث خون شهيدان نينوا با ما [٣]
^^^
[١]
[٢]
[٣]