عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٢٩ - ٥ نمادها و نمودها و ارزشهاى عاشورايى
أَلاٰ تَرَوْنَ أَنَّ الحَقَّ لاٰ يُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْبٰاطِلَ لاٰيُتَنٰاهٰى عَنْهُ لِيَرْغَبَ الْمُؤمِنُ فىٖ لِقٰاءِ اللّٰهِ فَاِنِّى لاٰ أَرَى الْمَوْتَ الاّٰ سَعادَةً وَ الْحَيٰاةَ مَعَ الظّٰالِميٖنَ الاّٰ بَرَمٰا [١]
آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل بازنمىدارند؟ در چنين شرايطى است كه انسان به ديدار خداى خويش رغبت و اشتياق مىيابد.من مرگ (شهادت) را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز ذلّت و نكبت نمىدانم.
و در برخورد با دعوت به بيعت با يزيد مىفرمايد:
وَاللّٰهِ لاٰ أُعْطيٖهِمْ بِيَدىٖ اعْطٰاءَ الذَّليٖلِ وَ لاٰ أَفِرُّ فَرٰارَ الْعَبيٖد [٢]
به خدا سوگند !مانند ذليل به آنان دست خوارى نمى دهم و بسان بندگان [از مقابل آنان] نمى گريزم.
فرهنگ عزّت و آزادگى،فرهنگ جبهههاى دفاع مقدّس بود.آنچه در وصيّتنامۀ شهيد ناصر انجيرانى آمده است،سخن همۀ شهيدان است:
من امروز احساس مىكنم كه دوباره جريان كربلا تكرار شده و حسين زمان، خمينى روحاللّه،نداى«هَلْ مِنْ نٰاصِرٍ يَنْصُرُنىٖ»را فرياد مىزند.آيا مىشود جواب فرزند پيامبر را نداد؟ واللّه نه،من مردن را بهتر از زندگى با ذلّت مىدانم و در جواب حسين زمانم مىگويم:لبّيك،لبّيك. [٣]
عاشقانه جانباختن و جبهه را حجلهگاه ديدن و همچون قاسم بن الحسن(ع) شهادت را از عسل و شهد شيرينتر ديدن،ويژگى رزمندگان جبههها بود.اين نگاه به جبهه محصول ايمان و باور عميق و صفاى باطن پاكبازان عرصۀ جهاد بود.شهيد عبّاس خوارزمى از چنين منظرى به جبهه مىنگرد و همۀ زيبايىها را در جبهه مىبيند:
[١]
[٢]
[٣]