عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٠٦ - ٧ تأثيرگذارى بر دشمن
نوحهها و مرثيههايى كه ما خوانده بوديم،ورد زبان سربازان نگهبان شد تا آن جا كه يكى از آنها هنگام ورود به حمايه (محل نگاهبانهاى قاطع)،غافل از اين كه فرمانده اردوگاه در آن جا نشسته است،با صداى بلند فرياد«يا حسين، يا حسين،نور عينى يا حسين»را سرمىدهد.
فرمانده اردوگاه نيز بسيار خشمگين و غضبناك مىشود و دستور توبيخ و ششماه اضافهخدمت وى را صادر مىكند. [١]
يكى ديگر از آزادگان مىنويسد:
ايّام محرّم در پيش بود و شيفتگان امام حسين(ع)براى برپا داشتن مراسم عزادارى مهيّا مىشدند.فرمانده اردوگاه و ساير عمّال بعثى عراق،در همان شبهاى اوّل محرّم با برپايى و انجام مراسم سوگوارى بهشدّت مخالفت كردند.ما نيز دست به اعتصاب غذا زديم.بعد از ٤٨ ساعت فرمانده اردوگاه در قبال خواست ما تسليم شد و گفت:شبها به مدّت دو تا سهساعت،آنهم به صورت نشسته اجازه داريد عزادارى كنيد.
صبح روز عاشوراى سال ١٣٦٩ به چشم خود شفاى برادران آزادۀ بيمار را مىديدم كه با چشمانى پر از اشك در سوگ مولايمان حسين(ع) ايستاده بودند،آنها تا روز قبل به علّت بيمارى قادر نبودند روى پا بايستند،امّا اكنون نه تنها روى پا ايستاده بودند،بلكه نوحه مىخواندند و بر سينه مىزدند.
مىدانستم كه وقوع اين معجزات جز با كمك امام حسين(ع) و ائمۀ معصومين(ع) امكانپذير نيست.
غوغايى بود.صداى بچّهها طنينى ملكوتى در فضا افكنده بود و تأثير آن به
[١]