ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - سخن آخر
با ما موافقت كند، با دشمن ما مخالفت كرده است، هركس در سخن و يا در عمل با دشمن ما موافقت كند از ما نيست، و ما هم از او نيستيم.
سخن آخر
مرحوم شيخ حرّ عاملى (م ١١٠٤ ق.) در كتاب وسائلالشيعة در ذيل عنوان وجوب توقف و احتياط در قضا و فتوا بيش از شصت روايت از پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، و امامان معصوم، عليهمالسلام، نقل كرده كه در همه آنها به نوعى افراد را از ورود بدون علم و اطلاعِ كافى در حوزه احكام شرع برحذر داشتهاند.
در يكى از اين روايات، به نقل از امام صادق، عليهالسلام، چنين مىخوانيم:
من خافالعاقبة تثبت على التوغّل فيما لايعلم، و من هجم على أمر بغير علم جدع أنف نفسه، و من لم يعلم لم يفهم، و من لم يفهم لم يسلم، و من لم يسلم لم يكرم، و من لم يكرم كان ألوم، و من كان كذلك كان أحرى أن يندم.[١]
ركس كه از سرانجام خويش هراس دارد از ورود در آنچه كه نمىداند باز مىايستد. هركس كه بدون شناخت و آگاهى به كارى روى آورد [مانند اين است كه به دست خود] بينىاش را بريده باشد. هر كس كه علم و آگاهى ندارد، توان درك و فهم هم ندارد. و كسى كه توان درك و فهم نداشت [از اشتباه] در امان نمىماند، و كسى كه [از اشتباه] در امان نماند، گرامى داشته نمىشود و كسى كه گرامى داشته نشد گرفتار درد و رنج مىشود و كسى كه اين گونه شد از همه براى پشيمان شدن سزاوارتر است.
در روايت ديگرى از همين باب، امام صادق، عليهالسلام، خطاب به عنوان بصرى مىفرمايد:
إياك أن تعمل برأيك شيئاً، و خُذ بالاحتياط فى جميع امورك ما تجد اليه سبيلًا، و اهرب من الفتيا هربك منالاسد و لاتجعل رقبتك عتبة للنّاس.[٢]
بر حذر باش از اينكه [در مسائل شرعى] به رأى خود عمل كنى. در همه امور [شرعى] خود تا زمانى كه راه [و دليلى آشكار] بر آن نيافتهاى، احتياط پيشه كن. از فتوا دادن گريزان باش، چنانكه از شير [درنده] گريزانى. گردن خود را نردبان ديگران مساز.
حال چه شده است كه با اين همه تحذير و هشدار، همگان به خود جرأت و جسارت ورود در حوزه بايد و نبايدهاى شرعى مىدهند، و بىآنكه بويى از مقدمات اجتهاد هم برده باشند، در مسند استنباط احكام شرعى نشسته و بىمحابا به نفى حكمى و اثبات حكمى ديگر مىپردازند و عدّهاى از بىخبران از فقه و فقاهت را نيز به اشتباه مىاندازند؟
چرا بعضى اين همه دچار انفعال و خودباختگى شدهاند كه هر رطب و يابسى را به هم مىبافند، همه مبانى استنباط را زير پا مىگذارند، و بالاخره چشم خود را بر همه دلايل قطعى و آشكار مىبندند تا ثابت كنند كه مثلًا ديه و قصاص زن و مرد با يكديگر برابر است و يا ...!؟ آيا جز اين است كه آنها گردن خود را نردبان صعود كسانى كردهاند كه به هيچيك از مبانى نظرى و عملى ما اندك اعتقادى ندارند!؟
بر حذر باشيم كه ورود در عرصه فقه و فقاهت اگر بدون شناخت و اطلاع كافى باشد، به فرموده امام صادق، عليهالسلام، جز خوارى و ندامت ثمرى در پى نخواهد داشت.!
پىنوشتها:
[١]. لازم به ذكر است كه در اين زمينه پژوهشى با عنوان فقه جزايى زنان، ديه و قصاص از سوى همين نگارنده انجام گرفته كه كه اميدواريم به زودى در دسترس همگان قرار گيرد.
[٢]. الحرالعاملى، محمدبنالحسن، تفصيل وسائل الشيعة، ج ٢٧، ابواب صفاتالقاضى، باب ٥، ص ٤٣- ٣٣، ح ٩؛ المتقىالهندى، علاءالدين على، كنزالعمّال فى سنن الاقوال و الافعال، ج ١، ص ١٧٣، ح ٨٧٣.
[٣]. همان، باب ٩، ص ١١٠، ح ١٢.
[٤]. همان، باب ١٣، ص ١٧٨، ح ٤.
[٥]. سوره نحل (١٦)، آيه ٤٣.
[٦]. الحرالعاملى، محمدبنالحسن، همان، ابواب صفاتالقاضى، باب ٧، ص ٦٣، ح ٤.
[٧]. همان، ص ٦٧، ح ١٤.
[٨]. همان، ص ٦٩، ح ٢٢.
[٩]. همان، ص ٧٢، ح ٢٩.
[١٠]. همان، ابواب صفاتالقاضى، باب ٧، ص ٦٨، ح ٢٠.
[١١]. ر. ك: همان، باب ٩، ص ١٠٧- ١٠٦، ح ١؛ ص ١١٨، ح ٢٩.
[١٢]. همان، ص ١١٦، ح ٢٤.
[١٣]. همان، ص ١١٩، ح ٣٣.
[١٤]. همان، ج ٢٧، ابواب صفاتالقاضى، باب ١٢، ص ١٥٦، ح ٦.
[١٥]. همان، ص ١٧٢، ح ٦١.