ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ميعادگاه منتظران پرسش شما پاسخ موعود
نائب امام زمان، عليهالسلام، در معرض شكنجه و قتل فجيع است.
٢. حكومت عباسى و ساير مخالفين ولايت، شكنجهگر و خونريزند و براى وصول به اهداف خود هر جنايتى را حتّى در حق بزرگان سرشناس جامعه روا مىدارند.
٣. استقامت و پايمردى حسين بن روح در حدى است كه در سختترين و غير قابل تحمّلترين شرايط نيز حاضر به همكارى با دشمن نخواهد بود.
٤. هدف اصلى دشمنان دستيابى به امام زمان، عليهالسلام، است و تنها به خاطر يافتن نشانى از آن امام غائب است كه ريز ريز كردن بزرگمردى همچون حسين بن روح را نيز ممكن است وسيله قرار دهند.
پيداست وقتى كه انگيزه دشمن براى يافتن و از بين بردن امام زمان، عليهالسلام، اين قدر قوى است، خوف از قتل به عنوان يكى از علل غيبت موضوعيت مىيابد، و غيبت در چنين موقعيتى مطمئنترين راه براى حفظ شخص شريف و شخصيت گرانقدر و اهداف والاى واپسين حجّت پروردگار و آخرين خليفه الهى بشمار مىرود.
اما راجع به اشكال دوم آنچه در روايات مربوطه آمده است مطلق خوف از كشته شدن است كه گاهى بصراحت و گاه با كنايه و اشاره به عنوان علّت غيبت ذكر گرديده است.
به عبارت ديگر بايد گفت: در هيچ روايتى نداريم كه ترس از كشته شدن به دست عباسيان يا هر شخص يا گروه ديگرى مورد تصريح قرار گرفته باشد.
با توجه به اين نكته مىتوان ترس از كشته شدن را نه فقط در ابتداى غيبت بلكه در طى همه قرون پس از آن نيز عامل غيبت و استمرار آن به شما آورد.
به ديگر بيان مىتوان گفت: در هيچ زمانى نبوده است كه اين عامل بطور كلى منتفى گرديده و ديگر خوف از كشته شدن امام زمان، عليهالسلام، و ترس از نابودى پيامها و اهداف او وجود نداشته باشد.
آنچه نسبت به تشيع در برخى دورانهاى تاريخى مىبينيم هرگز نه از حيث حقيقت و صدق حاكمان، و نه از حيث وسعت و قدرت حاكميت آنان در پايهاى نبوده است كه خوف مذكور را مرتفع گردانيده باشد.
در عصر حاضر نيز با همه قدرت و صلابتى كه در سايه رهبريهاى امام، قدس سره، و مقام معظم رهبرى، حفظهاللّه، و به بركت خونهاى مطهر شهيدان و جانبازيهاى افتخار آفرينان در عرصههاى جهاد و سازندگى، نصيب جمهورى اسلامى ايران شده است، باز هم نه تنها جان امام زمان، عليهالسلام، بلكه سلامت و زندگانى سران نظام نيز هرگز از توطئههاى مكرر دشمنان داخلى و خارجى اين حكومت مقدس در امان نبوده است.
براستى در حاليكه صدها تن از شخصيتهاى والامقام اين انقلاب الهى به جرم زمينه سازى براى انقلاب جهانى امام زمان، عليهالسلام، توسط استكبار و مزدوران آن به خاك و خون غلتيده و هنوز هم ادامه دهندگان راه آنان در معرض بيرحمانهترين تعرضات و تهاجمات قرار دارند چگونه مىتوان عامل خوف از كشته شدن امام زمان، عليهالسلام، را نسبت به استمرار غيبت مرارتبار آن بزرگوار منتفى دانست!؟
اينجا دو نكته اساسى قابل بررسى است:
يكى اينكه اين انقلاب مقدس به همان اندازه كه تاكنون زمينههاى قيام توحيدى جهانشمول حضرت مهدى، عليهالسلام، را فراهم آورده و زمينههاى غلبه دشمن و خوف بر جان پيشواى معصوم جهانيان را از بين برده است به همان اندازه نيز ظهور سراسر نور و سرور مولا، عليهالسلام، را نزديك ساخته است؛ بر همگان است كه اين تلاش خدايى را با همه شدايد و سختيها تا آخرين سر منزل مقصود كه آماده كردن همه زمينهها و به صف كشاندن همه دشمنان اسلام و امام زمان، عليهالسلام، است؛ ادامه دهند.
ديگر اينكه چنانكه در ابتداى سخن ذكر شد ترس از كشته شدن يگانه عامل استمرار غيبت نيست. پس اگر روزى ملت سرافراز انقلاب اسلامى، به مرحلهاى رسيد كه واقعاً خوف از كشته شدن مولاى خويش را برطرف شده ديد، باز هم بايد بكوشد تا ساير عوامل غيبت را در نهاد فرد و جامعه از بين ببرد و با حاكميت بخشيدن به تقوى و تقويت عدالت اجتماعى اصلىترين زمينههاى ظهور را فراهم آورد.
پىنوشت:
[١]. ناپيدا ولى باما، به نقل از مراقدالمعارف، ج ١، ص ٢٥.