ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - حجّت موجّه ما- قسمت دوم
مىشود كه به عنوان تكيهگاهى مطمئن راه ورود هر نوع شائبه و ارتياب را در دريافت حقيقت و نشر آن مىبندد.
در دعاهاى معروف: اللّهم عرّفنى نفسك ...
معرفت خداى تبارك و تعالى و شناخت نبىاكرم، صلوةاللّهعليه، منوط و مشروط به شناخت حجت خداوند شده است.
چنانكه در فرازى از آن آمده است: اللّهم عرّفنى حجّتك فانك إن لم تعرّفنى حجتك ضللت عن دينى
خداوندا، حجت خود را به من معرفى كن چه به حقيقت اگر حجت ترا نشناسم از دين گمراه مىشوم.
هدايت و ماندن در طريق هدايت منوط به معرفت حجت است به همان سان كه هدايت عين، نيل به معرفتاللّه است.
در طول حيات بشر، ظلمى بزرگتر از خودبنيادى بر انسان نرفته است و در طول تاريخ، هيچ دورهاى به اندازه عصر حاضر (حاكميت تاريخ و تفكر و فرهنگ و تمدن غربى) خودبنيادى چهره خود را نمايانده است چه، در اعصار گذشته به جز عصر انبياء الهى، مراجعه حيث تفكر انسان به غير خود و ائمه كفر بوده ليكن، در عصر حاضر رجوع حيث تفكر انسان به خود است و همين خودبنيادى امكان نوعى موضوع انديشى سياه و تاريك را براى انسان فراهم آورده است.
در حالى كه دستگاه نظرى دينى انسان را بر آن مىدارد كه عالم را، آدم را و خودش را از منظر حق ببيند. به تعريفى كه حقيقت از همه چيز عرضه مىكند تكيه كند و با سلب حيثيت از خود- و نه خودبنيادى- در ميانه هستى سير كند.
بر همين اساس، حجت موجه حقيقت هستى، معروف و منكر زمان، مبداء و غايت هستى و نحوه بودن و زيستن را معلوم مىسازد تا انسان، اين مسافر كوى معرفت، با گذار از ساحتها و مراتب در منزل يقين و ايمان فرود آيد و مقام رضاى مرضى خداوند را تجربه كند.
امام جعفر صادق، عليهالسلام، از قول اميرمؤمنان، صلواةاللّهعليه، روايتى را نقل مىكند:
.. نحنالأعرافالذى لا يعرفاللّه و عزّوجّل إلا بسبيل معرفتنا ...
ما اعراف هستيم همانكه خداى عزوجل شناخته نشود جز از راه شناختن ما ...
تا آنجا كه مىفرمايد:
براستى خداى تبارك و تعالى اگر مىخواست بيواسطه خود را به بندگان مىشناسانيد ولى ما را باب و صراط راه خود مقرر كرده و آن سوئيكه از آن بايد رفت. هر كه از ولايت ما رو برتابد يا ديگرى را بر ما برترى دهد محققاً آنها از صراط به سر درافتند ...[١]
پىنوشتها:
[١]. كلينى، محمد بن يعقوب، اصول كافى، ج ١، ص ٣٣٣، ح ٣.
[٢]. همان، ص ٢٣٤، ح ٩.
[٣]. همان، ص ٣٣٧.
[٤]. همان، ج ١، ص ٣٣٤.