ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - نسبت ما و مهدى، عليه السلام، در عصر حاضر اسلام ناب- قسمت چهارم
نامشوب و ثابت موجود است، گر چه با پذيرش ادعاى كثرتگرايان كه هر صاحب شريعت و پيامبر و يا هر ديندارى را دارنده تنها بخشى از آن مىدانند همراه باشد، در گرو تصور اجمالى آن حقيقت يكپارچه، ولو در قالب كلى غيرمنحل به جزييات (يا كل غير منحل به اجزاء) است، و چه بسا ديندارى يا صاحب شريعتى بنا به مرتبه وجود خود، حجاب را كنار زند و توان احاطه بر آن جزئيات (يا اجزاء) را با برهان يا شهود روحانى بيابد. در مثالى عرفى- همان مثال معروف كثرتگرايان- يعنى فيل ملموس در تاريكى كه هر يك از لمسكنندگان آن تنها بخشى از آن را مىيافتند و كل حقيقت فيل را با همان يافته ذهنى تطبيق مىدادند. علم اجمالى به وجود حقيقتى كه جامع همه اجزا، و شامل همه بخشهاى اينك ملموس از جانب فيل شناسان گرفتار در تاريكى است، قابل انحلال به اين علم تفصيلى است كه فيل مذكور حيوانى صاحب اجزا و نه عين فردفرد اجزا است. آنچه فيلشناسان مذكور از احاطه بر آن ناتوان بودند، فلذا قطعه مورد لمس خود را تمام حقيقت فيل مىانگاشتند. اگر كلام را سادهتر كنيم، سخن كثرتگرايان تنها آن زمان قابل تأمل خواهد بود، كه دين يا مذهب مورد اعتقاد هر ديندارى را فاقد مرجع و مبدأ يا وجود آنرا مشكوك و موهوم تلقى نمايند و اين خود تالى فاسدى دارد كه قائلان به پلوراليسم قاعدتاً نبايد به آن ملتزم باشند.
سخن كوتاه تصديق به وجود قدر جامع به معنى امكان دستيابى به آن است. حال، به اصل سخن خود بازگرديم. شايد سرّ آنكه در برخى روايات رسيده از ائمه معصومين، عليهمالسلام، درباره عصر غيبت، و بويژه آن مقطعى از آن كه به واپسين دوران فراق و كرانه آخرالزمان و عصر ظهور مولاناالمهدى، عليهالسلام، متصل است نگهدارى دين حق و گزينش طريق صحيح و استقامت بر صراط مستقيم به نگهداشتن گدازهاى آتش در كف دست تشبيه شده، و يا دينداران شب، بىدينان روز، و دينداران روز بىدينان شب معرفى گرديدهاند، و يا سرّ آنكه در غالب روايات وارد شده در تفسير آيه پنجم از سوره مباركه فاتحه آيه كريمه اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ- كه دستكم روزى ده بار در نمازهاى يوميه خوانده مىشود- صراط المستقيم به راه ديندارى يا به تعبير قرآن آسمانى دين حنيف ابراهيم، عليهالصلوة والسلام، و اهدناى آمده در اين آيه به ثبّتنا (ما را ثابت قدم بدار)، تفسير شده و يا اصولًا اينكه استثناى آخر همين سوره- غيرالمغضوب عليهم ولاالضالين- نه استثناى از همه مردمان، بلكه استثنا از تمام كسانى است كه نعمت هدايت بر آنان فروريخته، همين سرگردانى و حيرت انسان دهشتزده ديندار آستانه قرن بيست و يكم و در صورتى بسيطتر، مؤمنان قرون پيشين غيبت باشد كه در اثر عدم دسترسى يا عدم مراجعه به حجت معصوم، حيرتزده و انگشت به دهان فرومانده خروج