ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - نسبت ما و مهدى، عليه السلام، در عصر حاضر اسلام ناب- قسمت چهارم
نمىدانند! به ديگر سخن مغضوب عليهم و الضالين كه به تصريح آيات كريمه سوره مباركه بقره از نعمت هدايت و ولايت گريختند، و عهد الهى را كه بنا به تصريح آيه كريمه يكصد و بيست و چهار همين سوره همان عهد امامت است، به پشت سر افكندند. از رهبرى معصوم گريختند و به دنبال آراء گوناگون رفتند.
على اى حال- چنانكه مولا اميرالمؤمنين على، عليهالصلوة والسلام، در مواضعى چند از نهجالبلاغه و از جمله در خطبه مشهور قاصحه يادآور شدهاند- مسأله تحريف اديان الهى، نكتهاى نيست كه بتوان ساده از آن گذر كرد، يا موضوع و زمينه پيدايش و سابقه وقوع آن را تنها به امم گذشته و صاحبان كتب آسمانى ديگرى جز قرآن احاله كرد. چرا كه در همين دين مبين خودمان، گر چه به لطف الهى قرآن آسمانى از دستبرد هر گونه تحريف لفظى محرفان مصون مانده و گر چه بخشى از آثار پيشوايان معصوم ما به صحت و وثاقت و تواتر سند از گزند تحريف دور ماندهاند، ليكن در عين حال از دو حقيقت مهم و متفاوت نمىتوان غافل ماند: يكى آنكه ميراث به جا مانده از معصومان، عليهمالسلام، بسى بيش از اين مقدارى است كه اينكه در دست ماست و ورود و وجود مباحثى چون خبر واحد، امارات ظنى و اصول عمليه، دليل فقاهتى و حكم ظاهرى در دانش فخيم اصول فقه از همين مطلب سرچشمه مىگيرد، بنابراين، زمانى كه نمىتوان به ضرس قاطع به انطباق كامل برداشتهاى روشمند مبتنى بر دانش اصول و تعاليم معصومان، على رغم حجيت اين برداشتها حكم داد،[١] حال برداشتهايى كه از طريقى غير اين طريق و با متدولوژى و روش تحقيقى وام گرفته از علوم بشرى- آن هم علوم تجربى متكى بر استقراء ناقص! و مشهورات و مغالطات و قياسات ظنى- صورت مىگيرد روشن است. در ثانى برداشتهاى تحريفآميز و ناصواب برخى از اهل ايمان از همين كتاب آسمانى در متن و معنا نامحرف، در گذر از انديشه اين و آن كارگزار امر دين، يا مكلفين ناآگاه به ريشهها و اصول موضوعه صاحبان آن آراء، از هزاران هزار پيچ و خم گذر كرده و معالاسف در برخى موارد از آن حقيقت اهورايى و يگانه و قدسى فرسنگها فاصله گرفته است. و چنين است كه امروزه عجيب نيست اگر حتى در ميان امت شيعه دوازده امامى هماره انقلابى، تحت تأثير القائات دشمنان، و سستى ايمان دوستان ناآگاه، و در برخى موارد زيادهخواهيها و افزونطلبيهاى گروهى و جناحى، احكام واضح و صريح و منصوص آيى و روايى فىالمثل در مورد زنان، اقتصاد اسلامى، روابط بينالملل و سياست خارجى و حتى تنظيم خانواده و هنرهاى نمايشى، تحت عناوينى چون سيال بودن فهم دينى ياcontextuality و يا تحت تأثير تأويلات بشرى- با مستمسك هرمنوتيك متون دينى- مورد تحريف معنوى واقع شوند و يا فاضل ارجمند و قابل احترامى در گفتگوى خود با يكى از نشريات فرهنگى چنين افاضه بفرمايند:
ويژگى جامعه مدنى اين نيست كه در تمام احكام فقهى فرعى متصلب باشد و تمام احكام ديگر را كنار بگذارد. ممكن است تسامح ما را به جايى برساند كه براى مصلحت جامعه بعضى از احكام خودمان را تعطيل كنيم و احكام ديگران را بگيريم و اجرا كنيم و يا دين اسلام نمىتواند ادعا كند كه تمام آنچه من مىگويم حق است و تمام آنچه كه ديگران] يعنى ديگر اديان [مىگويند باطل. و اين آيا چيزى جز نقى خاتميت دين مبين اسلام است؟! در اين مقام به مجموعه هفت آيه كريمه از آيات شريفه سوره مباركه بقره نظر مىاندازيم كه بنا به رأى مرحوم علامه طباطبايى، رضوانالله تعالى عليه، در تفسير شريف الميزان راه حفظ و نگاهدارى وحدت دين را در جامعه انسانى نشان مىدهد و آن عبارت است از داخل شدن در سلم يعنى تسليم امر پروردگار شدن در گفتار و كردار و ساير شؤون. بنا به رأى مرحوم علامه، رحمةاللهعليه، اين هفت آيه، يعنى از ابتداى آيه دويست و هشتم تا انتهاى آيه دويست و چهاردهم سوره مباركه بقره، بيانگر اين نكته مهم است كه هيچگاه رشته اين وحدت گسيخته نشده، و سعادت دو جهان از جمعيتى رخت بر نبسته و هلاك و وبال به مردمى نرسيده مگر به واسطه بيرون رفتن از مرز تسليم و وارد شدن در دار خودخواهى و تصرف در آيات الهى و تغيير دادن