ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت
هدايت جامعه و اصل هدايت انسان را به دست دارد و سرپرستى اين كاروان را به عهده دارد، وقتى كه شما اينگونه به جامعه موعود نگاه مىكنيد، مىبينيد كه تمام آنچه را كه امروز در انديشههاى جديد براى آينده ارايه مىدهند، باطل مىشود و به كنار مىرود.
تمام آنها تلاششان بر اين است كه بگويند چگونه با حفظ اقتصاد، و چگونه با حفظ توسعه بىرويه، فنآورى حاكميت و سلطه طبيعت بر انسان، بتوانيم در اين فضا انسان را حفظ كنيم. جامعه موعود مىگويد توى اين فضا انسان حفظ نمىشود. جامعه موعود زمانى شكل مىگيرد كه همه اينها بايد زير و رو بشود. جامعه موعود با آرامش حاصل نمىشود. يعنى آن جامعه حتماً پيشاپيش خودش يك جنگ و يك خونريزى دارد و اين نماد اين است كه حاكميت اقتصاد، حاكميت روابط سياسى ناسالم نمىتواند انسان به وجود بياورد، انسان پرورش بدهد. بايد اين نظام و روابط دگرگون بشود، دگرگونى نظام روابط؛ يعنى اينكه آنچه كه غير انسان است و در غير مسير كمال انسان است، بايد از جامعه طرد بشود و يك جامعهاى بر اساس اصل بودن انسان و كرامت انسانى شكل بگيرد و اين را مىشود از تفاوتها دانست.
آقاى ميرزايى: البته يك تفاوت عمده ديگر كه الان من به نظرم رسيد اين است كه هيچكدام از فلاسفه تاريخ گذشته و نظريهپردازان معاصر به دگرگونى و تحول عميق جهان اشاره نكردهاند. در جامعه موعود مهدوى علاوه بر انسان، كل نظام طبيعى كه حاكم بر آسمانها و زمين است تغيير پيدا مىكند، يعنى عدل فقط در جامعه پياده نمىشود، بلكه طبيعت هم به تبع جامعه عادل مىشود و عدل هم در اينجا فقط به معنى اقتصادى نيست، عدل در همه زمينههاست، عدل در محيط زيست است، عدل در روابط عاطفى انسانهاست و قس على هذا، اين تفاوتى است كه معمولًا به آن اشاره نشده يعنى از جهان شمولى به يك حالت فردگرايى، و در نهايت جامعه اقتصادى كشيده شده است.
حجةالاسلام سبحانى: من در همين رابطه به نكتهاى كه شما گفتيد اشاره كنم كه ما در جامعه موعود مىبينيم كه كل جهان به عدالت مىرسد. هر چيزى در جاى خودش قرار مىگيرد، بر خلاف الان و آنچه كه در نظريههاى غربى است كه همه چيز را واژگونه و در غير جاى خود تصوير مىكنند، خوب يكى از ويژگيهاى آن جامعه اين است كه در روايات هم فراوان داريم كه زمين هر آنچه را كه در درون خودش هست بيرون مىريزد و درختان هر آنچه را كه بالقوه دارند به صورت ميوه ظاهر مىكنند. معادن اين چنين مىشوند. اين نشان دهنده يك نكتهاى است كه حالا اين را شما ضميمه كنيد به اين آيه شريفه وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ؛[١] يعنى اگر انسان تقوا پيشه كند؛ آسمان و زمين را در خدمت او قرار مىدهيم. يعنى بركات آسمان و زمين، اين يعنى حاكميت اراده انسان حتى بر طبيعت. اين را كه من عرض كردم در جامعه مهدوى انسان اصل است، حتى قانونمندى طبيعت عوض مىشود، شما در نظريههاى غربى مىبينيد كه ديگر قانونمنديهاى طبيعت را كارى نمىشود كرد، فرمول طبيعت به جاى خودش باقى است، اينجا نه تنها اين فرمول يك سنت است، سنتاللّه است، كه اين سنتاللّه مىتواند تحت ربوبيت الهى تغيير كند بلكه تابع اراده انسان است، اگر در آن جامعه زمين همه امكانات خودش را بيرون مىريزد اين به معناى يك حادثه نيست، اين يك سنت كاملًا روشنى است. قرآن مىفرمايد حتى اگر شما همين الان هم اين كار را بكنيد، اگر ياران امام عصر، عليهالسلام، باشيد، با همان ارادهاى كه ايشان راضى