ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - اهل بيت در قرآن
غدير، تطهير، مباهله و ... از هم فاصله گرفتند بر دو اصل متفاوت بنا شده بود:
١. حركتى كه هدف اصلى آن همان روش و سيره پيامبر، صلّىاللّهعليهوآله، بود و تأكيد بر حفظ احكام و آيات الهى و سنت نبوى داشت.
٢. حركتى كه مشى اصلى آن اجتهاد و نظر و رأى اشخاص بود و متناسب با زمان، تجديد نظر در دين و نظام سياسى و حتى احكام اساسى و اصولى دين را ضرورى مىديد.
اين گروه معتقد بودند پافشارى بر سنتهاى رسول، صلّىاللّهعليهوآله، با درك واقعيات و نيازهاى عصرى متناسب نيست و براى تقويت قدرت مركزى و حفظ وحدت، بايد متناسب با نيازها و توسعه جوامع اسلامى به اصلاحاتى ساختارى بلكه زير بنايى دست زد. اين دو حركت كه در مبانى و اصولى چون امامت و عصمت امام با يكديگر متفاوت بودند هر كدام مكتبى را به خود اختصاص دادند.
شيعيان كه پيروان اهل بيت نبوت، عليهمالسلام، هستند به اصل انتصاب الهى امام و حفظ احكام و سنتهاى رسولالله، صلّىاللّهعليهوآله، پافشارى مىكنند و در اين مسير اولين آمر به معروف فاطمه زهرا، عليهاالسلام، دختر گرامى پيامبر، صلّىاللّهعليهوآله، بود كه پيشتاز حركت سنت گرايان شد و با سخنرانى و اندرز، اعتراض و انذار، خطاب و عتاب و در نهايت اظهار خشم و ناخشنودى، سعى در اصلاح سنت شكنان و تجدد طلبان داشت و آنان را از عاقبت شوم راهى كه در پيش گرفته بودند برحذر داشته و سعى مىكرد آنهارا به اين اصل اساسى توجه دهد كه اگر امروز نظامى عادلانه را كه به قيمت سالها جهاد و شهادت و زحمات مقام والاى رسالت سازمان يافته و تثبيت شده است به سود دستهاى خاص تغيير دهند و اصل اساسى امامت را كه باعث اكمال دين و اتمام نعمت است متزلزل كنند، چه كسى تضمين مىكند كه اصلهاى ديگرى دگرگون نشود و در نهايت اساس نظام اسلامى يكباره در هم نريزد و مردم به دليل عدم دسترسى به ائمه اطهار، عليهمالسلام، كه حافظ و مجرى احكام قرآن بودند از فرهنگ اسلامى فاصله نگيرند!؟ لذا اميرالمؤمنين و مولىالموحدين حضرت على، عليهالسلام، نيز در جهت نجات امت از انحراف و شناخت اولياء الهى و معادن رحمت حق مىفرمايند:
أيهاالناس اعرفوا فضل من فضّل الله، و اختاروا حيث اختارالله، و اعلموا أن الله قد فضّلنا أهل البيت حيث يقول: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.[١]
و براى تبيين جايگاه و شأن اهل بيت، عيلهمالسلام، و حكمت الهى از تعيين اين جايگاه براى خمسةالنجباء مىفرمايد:
فإنّا صنائع ربنّا والناس بعد صنائع لنا.
ما تربيتيافته پروردگارمان هستيم و مردم پس از آن تربيت يافته ما هستند.[٢]
بنابراين براى شناخت جايگاه اهلبيت، عليهمالسلام، و حكمت الهى نياز به بررسى و تحقيق در متون اسلامى بخصوص قرآن و روايات فريقين براى دسترسى به اصول و مستنداتى است كه مورد اعتماد و اتكاى مذاهب مختلف بوده و زمينه ساز وحدت گردد. لذا به بحث اهل بيت، عليهمالسلام، در قرآن و روايات مىپردازيم.
اهل بيت در قرآن
در آيات متعددى از قرآن، كلماتى چون آل، اهل، اهلالبيت كه همگى به معناى خانواده و خاندان هستند به كار رفته، كه ما در اينجا به مواردى از آنها اشاره مىكنيم:
١. وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ[٣]
٢. قالُوا أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.[٤]
٣. رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ.[٥]
٤. قالُوا يا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ ....[٦]
٥. فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ[٧]
٦. قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ