ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - گفتگو درباره امام مهدى، عليه السلام- قسمت ششم
بدان اضافه كنيم مثلًا قرآن خبر مىدهد كه پيامبر، صلّىاللّهعليهوآله، شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برده شد. اين بردن[١] را اگر بخواهيم در چارچوب قوانين طبيعى درك كنيم؛ چنين مىنمايد كه در آنجا قانونى به كار برده شد كه علم پس از گذشت صدها سال توانست آن را كشف كند و عملى سازد.[٢]
همان علم الهى كه به پيامبر اسلام، صلّىاللّهعليهوآله، توانايى حركت سريع بخشيد قبل از اينكه علم بتواند چنين آرزويى را محقق سازد، همان دانش براى آخرين جانشين تعيين شده پيامبر، صلّىاللّهعليهوآله، عمر طولانى را تقدير كرد، قبل از اينكه علم بتواند طول عمر را براى انسانها تحقق بخشد.
آرى اين عمر طولانى كه خداوند به آن منجى منتظر، بخشيده است براى انسانهاى گذشته تا به امروز بسيار بعيد و دور از ذهن، مىنمايد و و تجربه دانشمندان نيز تاكنون كارساز نبوده است؛ ولى آيا نقش تغيير بنيادين و ريشهاى كه بر عهده اين منجى گذاشته شده، نسبت به زندگى انسانها و گذشته تاريخىشان، غير متعارف نيست؟
آيا قرار بر اين نيست كه با دست او جهان دگرگون شود و شالوده تمدّنى نو بر اساس حق و عدالت پىريزى گردد؟ پس چرا وقتى سرنوشت اين نقش بزرگ به برخى از پديدههاى شگفتانگيز و دور از عادت مانند طول عمر، بستگى داشت دچار شگفتى مىشويم؟ در حالى كه شگفتى اين پديده و غير مرسوم بودنِ آن، هر چقدر باشد به اهميت برنامه عظيم آن روز نمىرسد كه بايستى اجرا گردد.
وقتى ما حركت بزرگ تاريخ را[٣] كه در گذشته، مشابهى براى آن سراغ نداريم، تجويز مىكنيم چرا عمر طولانى را كه همانندى برايش در زندگى خبر نداريم، تجويز نكنيم؟! و من نمىدانم آيا اين تصادفى است كه در تاريخ فقط دو تن مأمور پاكسازى تمدن انسان از مايههاى تباهى و فساد گردند و آن را از نو بنا بسازند و هر دو عمرى طولانى چند برابر عمرهاى معمولى ما داشته باشند؟
يكى از اين دو تن، نوح پيامبر است كه نقش خود را در گذشته بشريت اجرا كرد و قرآن[٤] تصريح مىكند كه وى نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خود زندگى كرد و پس از طوفان، جهانى نو برپا ساخت. و آن ديگرى نقش خود را در آينده بشريت، ايفا خواهد كرد. او مهدى است كه تا به حال بيش از هزار سال زندگى كرده است و قرار است در روز موعود، جهان را از نو بسازد.
چرا ما نوح را كه حداقل نزديك به هزار سال زندگى كرد مىپذيريم ولى مهدى را نمىپذيريم؟[٥]
پىنوشتها:
[١]. امثال اين حوادث، قبل از وقوع اصلًا قابل تصوّر نبود و اگر براى كسى نقل مىشد حمل بر اوهام و خيالات مىگرديد.
[٢]. اين سخن در جاى خود صحيح است زيرا مىگويد از نظر علم، امكان دارد گرچه فعلًا تحقق نيافته است. در حقيقت بسيارى از وقايع فضايى و سفر با سفينههاى آسمانى به ديگر كرات،