ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - منابع اجتهاد
اجتهاد در عصر توسعه
ابراهيم شفيعى سروستانى
واقعاً كه زمانه عجيبى است! در آشفته بازار فرهنگى كشور به اسم آزادى بيان هر مطلبى نشر و پخش مىشود و عدهاى چوپ حراج به همه مبانى و ارزشهاى دينى زده و آنها را به ثمن بخس به فروش مىگذارند.
سراب توسعه فرهنگى بعضى را چنان مدهوش ساخته كه حاضرند چشم خود را بر همه احكام اسلام ببندند و همه اصول شيعه را زير پا بگذارند؛ تا ثابت كنند كه ما هم چيزى از مناديان ليبراليسم فرهنگى كم نداريم.
در اين مقال قصد نقد و بررسى مقالاتى كه در يكى دوسال گذشته در زمينههاى مختلفى همچون حقوق زنان و كودكان در برخى نشريات كشور درج شدهاند، نداريم.[١] بلكه تنها، قصدمان اشارهاى گذرا به انحراف بزرگى است كه اين روزها در عرصه نقد و بررسى احكام شرعى آغاز شده و اگر ادامه يابد، بتدريج تبديل به سنتى ناميمون در برخى از مطبوعات كشور خواهد شد.
دو نكته انحرافى مهمى كه در بسيارى از مقالات بظاهر فقهى نويسندگان روشنفكرمآب به چشم مىخورد يكى نگاه يك بعدى به آيات قرآن و توجيه و تفسير آنها بدون توجه به روايات معصومين، سلاماللهعليهم، و ديگرى توجه افراطى به ديدگاههاى اهل سنت و تأثير پذيرى از آنها در موضوعات فقهى است.
در اينجا براى آشنايى خوانندگان محترم با عمق اين انحراف، به بررسى منابع اجتهاد مىپردازيم تا جايگاه هر يك از قرآن و سنت در استنباط احكام شرع روشن شود:
منابع اجتهاد
پيروان ائمه اهلبيت، عليهمالسلام، با قرار گرفتن در دوران غيبت كبرى طريق اجتهاد را در پيش گرفته و تلاش كردهاند كه با استفاده از منابع معتبر شرعى و يا به تعبيرى ادّله اربعه، كه بنابر قول مشهور عبارتند از: كتاب (قرآن)، سنّت (قول، فعل، تقرير معصوم)، اجماع و عقل به احكام خدا دست يابند.
ما در اينجا در صدد توضيح و تشريع اين منابع و چگونگى استفاده از هر يك از آنها نيستيم، كه اين خود بحث مستقلى مىطلبد. بلكه تنها قصد آن داريم كه نسبتِ دو منبع اصلى اجتهاد؛ يعنى كتاب و سنّت را، با يكديگر بررسى كنيم.
ترديدى نيست كه قرآن به عنوان كلام خدا، از اصلىترين منابع استنباط بوده و برخلاف تصور برخى، ظواهر آن بر ما حجت است.
پيامبرگرامى اسلام، صلّىاللَّهعليهوآله، بنابر خبر متواترى كه به طريق شيعه و اهلسنت از ايشان نقل شده مىفرمايند:
إنّى تارك فيكم الثقلين ما إن تمسكتم بهما لن تضلّوا: كتاب اللَّه و عترتى أهل بيتى، و أنّهما لن يفترقا حتّى يردا على الحوض.[٢]
من دو چيز گرانبها را در ميان شما به يادگار مىگذارم، و تا زمانى كه بدانها تمسك مىجوييد هرگز گمراه نمىشويد،