ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - حجّت موجّه ما- قسمت دوم
حجّت موجّه ما- قسمت دوم
اسماعيل شفيعى سروستانى
بسيارى همواره سعى بر اين داشتهاند تا انسان و دريافتهاى حاصله از عقل و خرد او را تنها حجت موجه و دليل و راهنماى كامل و بىنياز اعلام كنند. بويژه طى اين دويست، سيصد سال اخير به تبع دريافتهاى امانيستى از عالم، عقل بوالفضول و ناقص و رشدنيافته انسان را كه در گير با هواجس نفسانى مانده به عنوان خردكامل اعلام مىكنند.
اين نگاه از سويى باب اختلاف را در ميان عموم مردم گشوده و از ديگر سو ميدان لجاجت را براى عدم پذيرش احكام معلمان حقيقى و انبيا، وسيع ساخته است.
در واقع، اين حادثه سوء، انسان را در پيروى از هواجس نفسانى مصرّ ساخته و به صورت پوشيده مردم را به وادى رويگرادنى از احكام آسمانى و معلمان حقيقى كشانده است. از همين روست كه تشتت در اقوال و آرا به تبع اهوا و هواجس ميان عوامالناس راه يافته و طى طريق هدايت را مسدود ساخته است.
در دوره تاريخى ويژهاى كه ما در آن زندگى مىكنيم؛ آدمى بنده نفس خود و بنده بنده خداوند شده است؛ درست در زمانى كه در خيال خام خود مىپندارد كه آزاد است و بر اين آزادى در عين بندگى تام و تمام عنوان ليبراليسم نهاده است كه خود جاى بحث جداگانه دارد و گفتگوى ما در اين مقال نه درباره ليبراليسم است و نه بر سر اثبات حقانيت كتاب خدا، رسول او و قبول ائمه معصومين، عليهمالسلام، بلكه گفتگو درباره حجت موجه فراموش شده و تعطيل نگه داشته شده است.
ارتباط ميان مسلمين و حجت حى و حاضر خداوند در زمان حضور نبىاكرم، صلّىاللّهعليهوآله، موجب بود تا همه اعمال و اقوال مردم مبتنى بر كلام و سيره و سنت نبىاكرم در جهت مقصدى واحد و غايتى معين سيرى اكمالى داشته باشد. اما، علىرغم تأكيد و پافشارى ايشان بر دوام ارتباط مسلمين با حجت و وصى پس از خود يعنى سلسله ائمه معصومين، عليهمالسلام، اين جريان استمرار نيافت و جدايى و انشقاق ميان مسلمين نيز از همين جا آغاز شد. جدايى دهشتناكى كه در سير تدريجى تمامى افكار، اقوال و اعمال مسلمين را دچار اختلاف و تفرق ساخت و تبعيت از حجتهاى ناموجه سير اكمالى آنان را مبدل به سير قهقرايى كرد.
مسلكها و فرقههاى به وجود آمده پس از رحلت نبى اكرم، صلىاللهعليهوآله، امت واحده اسلام را مبدل به ٧٣ فرقه نمود، فرقى كه هر يك با تمسك به برداشتهاى مملو از گمان و ظن حجتهاى نابجايى كه برگزيده بودند، جماعتى از مسلمين را به دره هلاكت، الحاد و ارتداد افكندند.
واضح است كه حكمت و رأفت خداوند اجازه دورماندن مردم از