ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت
عواملى كه ما بياوريم باز اين عنصر بر آن حاكم است، من همينجا مىخواهم اشاره كنم به اينكه كه اگر از اين ديد به فرجام جهان نگاه بكنيم (بر خلاف آن چيزى كه ما گاهى تصور مىكنيم و به ما القا مىشود) روز موعود و جهان موعودى كه براى ما تصوير كردهاند براى ما يك حادثه نيست، يك استثنا نيست. همانطور كه در همين زمان بر سرنوشت ملت اصول و قواعدى حاكم است همين قانون و قانونمندى است كه سرنوشت آن جهان موعود را هم رقم مىزند. اگر جهانى مىآيد، اگر جامعهاى مىآيد كه در آن جامعه ايدهآلها تحقق پيدا مىكند، معناى اين، يك استثناء نيست، آن هم در واقع در ادامه همين حرف است. يعنى به عبارت ديگر بر اساس يك تفكر قرآنى، جامعه امروز ما مىتواند متصل به آن جامعه بشود. اراده ما مىتواند آن جامعه را نقش كند. سنت خداوند بگونهاى است كه مىتواند آن جامعه را رقم بزند. شايد علت اينكه در روايت داريم كه امر ظهور در يك ساعت تصويب و ابلاغ مىشود ناشى از همين باشد. يك امرى است كه بر اساس يك قانونمندى شكل مىگيرد، يك بخش از آن هم اراده انسان است و اين اراده انسان مىتواند چيزى را رقم بزند كه نتيجهاش آن جامعه موعود باشد.
موعود: تا اينجا به بحث فلسفه تاريخ از نظر شيعه و تصويرى كه از آينده جهان ارايه مىشود تا حدى اشاره شد. امّا اين سؤال مطرح است كه ما بطور مشخص چه تفاوتهايى را مىتوانيم ميان فلسفه تاريخ شيعى و فلسفه تاريخهايى كه پيش از اين به آنها اشاره شد، ذكر كنيم در واقع تفاوت عمدهاى كه در تصويرى كه شيعه از تاريخ ارايه مىدهد و تصويرى كه ساير مكاتب ارايه مىدهند چيست؟
آقاى ميرزايى: قبل از اينكه من به اين بحث بپردازم يك نكتهاى را اشاره كنم كه با توجه به همين صحبتى است كه حاج آقا فرمودند، ديدگاه قرآنى نسبت به جامعه موعود فقط درباره موعود مهدوى قابل طرح نيست، خداوند يك سنتى را قرار داده است كه اگر جوامعى پيروى از اين سنت كردند اراده انسان به عنوان جزء متمم آن علت تامه مىآيد و سرنوشتى را رقم مىزند كه به برقرارى يك حكومت عدلى در مقطع خاصى از زمان ختم مىشود. يعنى با توجه به غالب آياتى كه به بحث در اين باره پرداختهاند (و فعل مضارع هم در آن به كار رفته است) يك سنت دائمى الهى اين است كه جوامعى كه صالح باشند و متقى باشند جانشين جوامع