ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - تكليف عاشقان
تكليف عاشقان
از جمله تكاليف بندگان خدا، در عصر غيبت امام عصر، عليه الصلوة و السّلام، تجديد عهد همه روزه است به وحدت خداى رحمان و نبوت خاتم انبيا و ولايت ائمه هدى، سلاماللّه عليهم، تجديد عهد، تازه نمودن بيعت و عرض عقايد حقه به پيشگاه خدا و رسول و ائمه، سلاماللّه عليهم، و ايشان را به پاكى و طهارت ستودن و با كمال خضوع پايدارى و دوام و عقايد را از خداوند تعالى درخواست كردن. مسأله تجديد عهد و عرض عقايد هر روزه، علاوه بر استجابت آن محسناتى آشكار و پنهان دارد.
به اميد آنكه بدين وسيله و ساير راههاى مقرر شده، اسباب تقرب و نزديكى به ايشان حاصل شود و با مركوب صدق و اخلاص و توشه عمل امكان نيل به منزل حقيقى فراهم آيد. پس از آنكه بنده درگاه خداوند و دوستدار اهل بيت نبى اكرم، صلواة الله عليه، دانست كه همواره در محضر امام خود، ارواحنا فداه، است، در مىيابد كه اگرچه در ظاهر حضور ندارد و امام خود را نمىبيند و از حال او اطلاع ندارد امّا، او، عجل الله تعالى فرجه الشريف، هميشه آن بنده را مىبيند و امورات ظاهره و باطنه او را مشاهده مىكند. پس بر بنده مؤمن تكليف است كه پس از معرفت چنين مولا و آقايى هر روز و هر شب محاسن خدمتگزارى و مراتب جان نثارى خود را در پيشگاه حضرت او، ارواحنا فداه، معروض دارد و به وسايل و وسايط مختلفه حُسن خدمت و اظهار عبوديت و جان نثارى خود را قلباً و لساناً و جاناً و مالًا اعلام نمايد. و اين تجديد عهد به چندين صورت حاصل مىشود:
يكى از اين طريق، آن است كه غلام و بنده صادقى كه از مولا و آقاى خود در ظاهر دور است، به مثابه مأمور و مسافرى است كه مولايش دستورالعملها و تكاليف لازم را بدو اعلام نموده است. چنانكه هر روزه در هر منزل كه فرود مىآيد، دستورالعمل را باز مىكند و از قرارى كه مرقوم و مزبور است عمل مىنمايد.
چنانچه بخواهد به خيالات خود و رأى خود عمل كند، به خطرات بزرگ گرفتار مىشود و بيم از دست رفتن جان و مالش مىرود و حتى دنيا و آخرتش بر باد خواهد رفت. از اينرو، چنين مأمور و بندهاى، در اين طريق پربلا، و زمان غيبت مولا، تابع هواى خود نمىشود و دستورهاى مولاى خود را فراموش نمىنمايد و يا با بى اعتنايى و بى مبالاتى از كنار آن نمىگذرد زيرا، اين غرور نابجا و خودرايى اسباب ندامت و خسارت دو دنيا را برايش مهيا مىسازد.
پس، تكليف چنين عبدى آن است كه با گذر از رأى و سليقه و استنباط شخصى خود از وادى پر خطر با دستورالعمل مولاى خود بگذرد. تا با اين تبعيت تمام به مقصد رسد و رستگارى را به چنگ آورد.