ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - عقل و آخرالزّمان
عقل و آخرالزّمان
نصر الله حكمت
عقل با تمام شكوه، عظمت و جايگاه برجسته اى كه در حيات انسان دارد، موهبتى است از جانب خداوند و حقيقتى است با دو چهره: چهره اقبال به حق و چهره ادبار به حق.
چهره اقبال عقل، در سعى و تلاش انسان براى اتصال به حق، و ايمان به غيب تجلى كرده و ارتباط انسان را با لازمان و ابديت تحقق مى بخشد.
اما، چهره ادبار او به حق، با وقوع در زمان (عصر) و زيان (خسر) ترسيم شده و با اغواى شيطان استمرار يافته است. اين عقل ادبار كه- جايگاه نفوذ شيطان است، با زمان گره خورده و تاريخ بشرى را رقم زده- اكنون پس از پشت سرنهادن فراز و نشيبهاى بسيار، در آستانه پايان خود قرار دارد و چون عقل به پايان رسد، زمان فانى به پايان مى رسد و آخرالزمان يعنى آخرالعقل.
تعارض درونى عقل ادبار امروزه پس از عبور از پيچ و خم قرنها، كسب تجارب فراوان، پس از پشت سر نهادن تحولات دوران پرماجراى خلق و وضع كه اوج شكوفايى و اقتدار او بوده است، و بعد از پيمودن تمام راههايى كه محتمل بود بتواند استقلال و سيطره فراگير و دائمى او را تامين كند و براى انسان معرض از حق، مدينه فاضله و بهشت زمينى بسازد، بيش از هميشه آشكارا و برملا شده است.
نشان هويدايى اين تعارض، نوانديشى و نوآورى پرشتاب عقل است. چاره انديشى بى وقفه عقل واقع در بحران، حكايت از سرگشتگى و اضطراب درونى او مى كند. اين بحران سخن از پايان عقلانيت و