ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - فاطمه، عليهاالسلام، و على، عليه السلام
فاطمه عليهاالسلام راز آفرينش زن
سيدمهدى شجاعى
منشور ملكوتى فاطمه، عليهاالسلام، را از ابعاد مختلف بايد نگريست. معدود زنانى نامهاى خود را بر گذرگاه تاريخ حك كردهاند. اما اينان زنانى بودهاند كه يك شاخه از نهال وجودشان را به بارورى و تجلى نشستهاند. نام آسيه را دستهاى شهامتش حك كرده است و نام مريم را چشمهاى قداستش و حتى نام خديجه را قلب رأفتش. اما شخصيت فاطمه، عليهاالسلام، منشورى چندبعدى است كه با افق ديدهاى مختلف شايسته بذل توجه است.
فاطمه، عليهاالسلام، و على، عليهالسلام
فاطمه كسى است كه با نه سال زيستن همگام با على، در گامگام على و لحظهلحظه على، و تنفس على و سرنوشت على تأثيرى جاودانه و ملموس مىكند.
فاطمه كسى است كه تبسم را بر لبان على نقش مىبندد.
فاطمه كسى است كه خستگى مجادله نابرابر على را با حراميان از سرانگشتان قلبش بيرون مىكشد.
فاطمه كسى است كه چهارچوبه خانه كوچك و صميمى على را بر دفتر تاريخ با خطوط ابدى ترسيم مىكند.
فاطمه التيامبخش جگر دندانخورده على، عليهالسلام، است.
فاطمه كسى است كه صبر را در جان على مىريزد و ميوه حلم از چشمان او مىچيند.
فاطمه عصاره مظلوميت على است.
فاطمه كسى است كه پاهاى على را در مقابل يتيم به لرزه مىافكند.
فاطمه اشك على است، قلب على است. در انتخاب مادر از ميان دو زن، مهر فاطمه است كه در قلب على قضاوت مىكند.
فاطمه الهامبخش وحدت در خانواده پراكنده اسلام است.
فاطمه به عنوان تماميت حسين
فاطمه بنيانگذار قيام حسين است. اوج طنين خروش حسين است، حسين در منا از حنجره مادر، فاطمه فرياد مىكشد.
فاطمه آميزه شكوهمند مظلوميت و فرياد حسين است.
فاطمه انگيزه غرورآميز صبر حسين است، فاطمه حضور خدا در عاشوراست.
فاطمه ظهور جلوه حق در كربلاست.
فاطمه يقظه حسين است، جذبه حسين است.
فاطمه رغبت حسين براى لقاى معشوق است. در كربلا فاطمه است كه نوهها را داماد مىكند. فاطمه است كه قلب دشمن را با دوست پيوند مىدهد.
فاطمه حلاوت شهادت است. حسين والى فاطمه است در كربلا و منادى اوست در عاشورا. شير فاطمه است كه در وجود حسين مىخروشد و خون فاطمه است كه از حنجره حسين مىجوشد.