ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - نگرشى به زيارت آل ياسين
ادامه از صفحه ١٧
مى گرفت قبل از هر چيز الزاماً مى بايست از اين ويژگى يعنى (رويكرد به آينده) برخوردار باشد.
امّا ويژگى دوم:
طى دهه شصت همه چيز مهياى طرح و پذيرش موضوعى نو بود و جوانان نيز مستعد سير در مسيرى كه روى به آينده داشت. اما تنها نظريه اى مى توانست همه گير و موج آفرين شود كه در مافى الضمير ريشه داشته باشد.
تمنيات بسيارى برانگيزاننده اند از جمله آنچه كه نفسانيت آدمى طالب آن مى شود اما، صرف نظر از نيازهاى برساخته و كاذب تنها برخى امور ذاتى وجود آدمى اند و به عنوان عنصر مشترك همگان را دربرمى گيرند.
چنانكه انتظار ذاتى وجود آدمى است و ريشه در مافى الضمير همه بندگان دارد و از آن به عنوان امر مشترك مى توان ياد كرد. از همين روست كه متذكر شدم تنها پيشنهادى مى توانست و مى تواند اقبال عمومى از سوى جوانان و مردم را در برداشته باشد كه هر كس براحتى پس از مراجعه به خود مؤيد آن شود و بصورت طبيعى و بدور از هر گونه غرضى نسبت بدان عكس العملى مثبت نشان دهد.
شايد بتوان يكى از وجوه ممتاز اسلام را نسبت به همه مكاتب، مسالك و ايدئولوژيها در اين دانست كه همه آنچه را كه اعلام مى كند و يا برحذر مى دارد ريشه در مافى الضمير آدمى دارد. بواقع عقل و قلب آدمى پذيراى آن است.
اگر چه هواجس نفسانى نيز برانگيزاننده اند اما، بدليل نسبتشان با تيرگى و پليدى داراى عمرى كوتاه همراه با نوعى دلزدگى و نفرت روحانى اند.
ويژگى سومف آنچه كه بدان نيازمند بوديم تا از مرتبه سوم از تاريخ انقلاب اسلامى گذر كنيم خاصيت فرهنگ سازى بود. بواقع پيشنهاد ما چنانچه عارى از اين خاصيت باشد پس از چندى عموم مردم را كه بصورت طبيعى سر در پى يافتن ادبى براى زيستن و بودن هستند پس مى زند.
همه كسانى كه طى هشت سال نبرد سرى به جبهه ها زدند دريافتند كه ميدانهاى نبرد، بسان جزيره ايست با ساكنانى متفاوت، صاحب اخلاق خاص خود، مناسك و مرامى متمايز، ادبى ممتاز و عارى از هر گونه دورويى، نفاق، دنيامدارى و رذايل. اينهمه فرهنگ جبهه را تشكيل مى داد. چنانكه در هواى آن داستانهايى از قهرمانيها، غزلواره هايى از دوستى و مهر خلق شد، سرودهايى كه بصورت طبيعى حاضران در آن ساحت را دگرگون مى ساخت چنانكه وقتى ساكنان آن جزيره به ميان شهرها بازمى گشتند احساس دورى و غربت مى كردند.
هيچ به رفتار، پوشش، زبان و خواسته هاى بروبچه هاى آن دوران توجه كرده ايد؟ جبهه ها زبانى ديگر را خلق كرده بود.
عموم جوانان مستعد پذيرفته شدن در يك گروه، همرنگ شدن بإ؛ آن و متمايز شناخته شدن هستند. اين خاصيت (فرهنگ سازى)، مى تواند يك عقيده آرمانى را از ساحت نظرى و فكرى صرف خارج ساخته و در صورت اخلاق، مناسك و اعمال متجلى سازد و جبهه اى عمومى پيدا كند.
بسيارى از خواص از اينكه مردم به حرفها و سخنانشان دل نمى بندند گلايه دارند. آنان از اين نكته غافلند كه مباحث كلى نظرى مخصوص كلاس درس اند و تنها وقتى آن مباحث از ساحت خاص خود فرود آيند و از طريق زبان و ادب و ذوق همه فهم شوند در ميان شهر و ديار جارى مى شوند.
مى بايست متذكر اين نكته بود كه هيچ بخشنامه و قانونى، هيچ زور و ضربى قادر به ساخت يك فرهنگ نيست، اين امر مى بايست بصورت طبيعى، آرام و بتدريج صورت گيرد و همواره انگيزه هاى قومى و آرمانهاى بزرگ (به شرط داشتن ويژگيهايى كه برشمرديم) قادر به ايجاد يك دگرگونى همه گير هستند.
اين امر بصورت طبيعى ويژگى چهارم يعنى شورآفرين بودن و برانگيزندگى را در پى دارد.
هيچ به عبارات منظوم قافيه پردازان مزدبگير دقت كرده ايد؟ ابيات منظوم آنان على رغم صلابت عبارات و درستى قافيه و رديف و وزن دل آدمى را مى زنند، از دور تصنعى بودن را فرياد مى زنند و