ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - نگرشى به زيارت آل ياسين
و دلنشين- همه آن را مىآوريم. او گويد:
زيارت چهارم زيارت مختصرى است كه در يك رؤياى صادقه تأكيد به آن شده است از خود امام عصر، عليهالسلام، كه فرمودند من آن را دوست مىدارم:
السلام عليك يا حجةالله على خلقه. السلام عليك يا نورالله فى ارضه. السلام عليك يا أمينالله على وحيه. السلام عليك يا بقيةالله من أوليائه و حججه. السلام عليك و على آبائك الطاهرين. السلام عليك و على أصحابك و أنصارك و أحبابك و أشياعك. السلام عليك و على من تحبّ السلام عليه[١].
سلام بر تو اى حجت خداى بر آفريدگانش. سلام بر تو اى نور خداى در زمينش. سلام بر تو اى امين خداى بر وحيش. سلام بر تو اى بازمانده و باقيمانده از اوليا و حجج الهيه. سلام بر تو و بر پدران پاك و طاهرت. سلام بر تو و بر اصحاب تو بر ياران تو و بر دوستان تو و بر شيعيان و پيروان تو. سلام بر تو و بر هر كس كه تو سلام بر او را دوست دارى.
اين زيارت، با همه كوتاهى- كه بيش از هفت بخش نيست- از لطافت خاصى برخوردار است؛ بخصوص جمله آخر آن كه درود بر همه كسانى است كه آن آقا سلام بر آنها را دوست مىدارد. در چهارمين سلامش- كه عنوان بقيةالله ذكر شده است- اضافه و متممى دارد و آن من أوليائه و حججه است. بنابراين، بقيةالله يعنى آن كسى كه از همه حجج و اوليا و اوصيا و انبياى خدا باقى مانده است.
سخن را در جهت نخست با نقل كلام مرحوم مجلسى، قدّسسرّه، در اين زمينه خاتمه مىدهيم. او مىفرمايد:
بقيةالله يعنى بقيه و بازمانده خلفاى خدا در زمين از انبيا و اوصيا يا كسانى كه خدا بوسيله آنها بندگانش را باقى مىدارد و مورد رحمت قرار مىدهد ولى معناى اول اظهر است.[٢]
جهت دوم، ارتباط و اختصاص اين لقب شريف به آن وجود مقدس است؛ هر چند از بعضى احاديث استفاده مىشود كه اين لقب بر همه خاندان رسالت، عليهمالسلام، اطلاق مىشود و همه آنها بقيةالله هستند.
در زيارت جامعه به همه آن ذوات مقدس به اين عنوان عرض سلام داريم:
السلام على الائمة الدعاة و القادة الهداة و السادة الولاة و الذادة الحماة و أهل الذكر و أولى الامر و بقيةالله و خيرته ...[٣]
آرى، تمامى اين دودمان بقيةاللهاند. آنها به جا گذاردگان و ثابت و پابرجاماندگان خدايىاند. همه آنان خوبان خدايىاند و مورد لطف و رحمت و شفقت پروردگار و باقىمانده از اوصيا و انبياى حق متعالاند براى ارشاد و هدايت خلق.
علاوه بر اين جهت كلى، در قسمتى از روايات اين لقب شريف بخصوص به بعضى از ائمه، عليهمالسلام، نسبت داده شده است و خود را به عنوان بقيةالله معرفى نمودهاند.
از جمله وقتى حضرت باقر، عليهالسلام، از مسافرت پرماجراى شام- كه به الزام خليفه مروانى صورت گرفته بود- مراجعت مىنمودند، نزديك مدْين كه رسيدند مردم، به دنبال سمپاشىهاى دستگاه خلافت، دروازهها را بسته مانع از ورود آن حضرت و همراهان به شهر شدند. حتى از فروختن آذوقه به آنان هم خوددارى نمودند. امام، عليهالسلام، بالاى كوهى كه مشرف به شهر بود رفته و با صداى بلند فرياد برآوردند:
يا أهل المدينة الظالم أهلها! أنا بقيةالله. يقول الله: بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ...
اى اهل شهرى كه ساكنانش ستمپيشهاند! من بقيةالله هستم. خداوند مىفرمايد: بقيةالله براى شما بهتر است اگر مؤمن باشيد ...[٤]
همچنين نجمه مادر گرامى حضرت رضا، عليهالسلام، گويد:
چون فرزندم به دنيا آمد، دست بر زمين نهاد و سر به آسمان بالا برد؛ در حالى كه لبهاى مباركش حركت مىكرد. گويا حرف مىزد. پدر بزرگوارش حضرت كاظم، عليهالسلام، وارد شده فرمودند:
هنيئاً لك- يا نجمة- كرامة ربك!
گوارا باد- اى نجمه- كرامت