ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - خيزش مستضعفان
دارايىهايى بيش از دارايىهاى يكصد ميليون نفر جمعيت اين كشور دارند.
امّا آنچه بيش از همه، اميد دستيابى به «نظمى پساغربى» را از بين مىبرد، «فقدان رويكردى واحد و مقبول در ابعاد جهانى به هستى» در ميان مردم جهان و در مقابل رويكرد دنيامدارانه «سكولار غربى در حال فروپاشى» است.
درك مشترك و عمومى ساكنان جهان، «استضعاف» در مقابل «استكبار» و ناگزيرى مستضعفان از مقابله با مستكبران و نوميدى از وضع موجود است.
خرده فرهنگهاى منتشر در ميان عموم اقوام و مذاهب محرّف و منزوى شرق و غرب، هيچكدام از استعداد، حيثيت و استحقاق لازم براى مطرح و مقبول واقع شدن در ابعاد جهانى برخوردار نيستند. همگى آنان فاقد طرحى منسجم براى مديريت جوامع (خلاف آنچه كه غرب مىپيمود) و تأسيس حوزه فرهنگى و تمدّنىاند.
تجربه حوزه فرهنگى و تمدّنى دنيامدار در ميان همه معاملات فردى و جمعى و نظام اجتماعى، سياسى ظالمانه برخاسته از آن، در خود، زمينههاى بازگشت به «معنويت» و «ديندارى» را دارد. طى نيم قرن اخير، رگههاى اين بازگشت در شرق و غرب جهان نمودار شده است؛ امّا بركشيده شدن نظام سياسى، اجتماعى و اقتصادى متّكى به دين و مديريت يكپارچه جهانى، در گرو استقرار دين كامل است. در حالىكه اين دين، (با همه ساحات معرفتى، فرهنگى و مدنىاش)، مورد توافق و تمايل عمومى جمعيت بزرگ هفت ميلياردى عصر حاضر نيست، در مقابل، در مجموعه فرق و مذاهب منتشر در ميان اقوام مختلف و قبايل نيز استعداد و ظرفيت كامل و مورد نياز براى ظاهر شدن در ابعاد جهانى مشاهده نمىشود.
مذاهب منتشر و نحلههاى شبه مذهبى، در چنين شرايطى، تنها پاسخگوى نياز روانى و شخصى مردمند.
تجربه خيزش اجتماعى پيروان مذاهب اسلامى (اهل سنّت)، در هيئت ايدئولوژىها و مرامهاى سياسى، اجتماعى، طى سه دهه اخير نشان داد كه اين جريانات مذهبى، از چنان ضعفى در بنيادهاى نظرى و از چنان نقصانى در شيوههاى عملى رنج مىبرند كه در عمل، جز به حجم بحران نمىافزايند و چنانكه مجال حضور و عمل در مناسبات سياسى، اجتماعى بيابند، دانسته و نادانسته مؤيد و مقوّم حوزه فرهنگى و تمدّنى سكولار و همسو با نظام سياسى، اجتماعى «صليبى و صهيونى» مىشوند.
«سلفىگرى خشن»، منتهىاليه ارتفاع خيزش اجتماعى اين جريانات مذهبى اسلامى، سالهاى اخير است.
بدين سبب است كه عرض مىكنم، پس از فروپاشى قريب الوقوع نظم جهانى سكولار، نظم جهانى ديگرى، جايگزين آن نخواهد شد؛ به عبارت ديگر، نظم پساغرب عين بىنظمى و شورش است. از ميان همين موقعيت، طلب و تقاضاى عمومى ساكنان زمين، براى دست يافتن به منجى موعود و «نجات»، بسان جوانهاى سبز در يخبندان زمين سربرآورد.
آنچه در اين موقعيت، مستضعفان را در ميانه اين همه بحران، سرپا نگه مىدارد، تفكّر آمادهگر و انتظار مقدّس منجى موعود است:
«السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّامِ.»
ورنه طوفان همه را از پاى مى افكند و امواج يأس همگان را در كام خود مىكشد.
بايد خود و همگان را متذكّر صبحى شد كه از راه مى رسد. تاريخ فردا كه به نام مهدى موعود، عجّل الله تعالى فرجه الشّريف و براى ايشان رقم خواهد خورد. «وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.»
بايد از «ايمان به دميدن صبح صادق»، «همنوايى در نظر و عمل با خورشيد امامت» و «پرهيزگارى»، قلعهاى محكم ساخت و از پيروان و مؤمنان دين كامل محافظت كرد تا طوفان بگذرد.
والسّلام
سردبير
پىنوشت:
[١]. روزنامه كيهان، سرويس اخبار، ٢٤ بهمنماه ١٣٩٥.www .kayhan .ir
[٢]. پرس تىوى فارسى، دوشنبه ٢ اسفندماه ١٣٩٥.
[٣]. پرستىوى فارسى: سه شنبه ٣ اسفندماه ١٣٩٥.
[٤]. شبكه العالم، سه شنبه ٣ اسفندماه ١٣٩٥.
[٥].The Decline of the West
[٦]. سوره روم، آيه ٤١.