ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - محيط زيست
موفّقيتآميز منافع ملّى خود، در هر جاى دنيا، به همانگونهاى كه خودش آن را مىبيند، است. امنيت ملّى را مىتوان شامل سياست دفاع ملّى و اقدامات غيرنظامى دولت براى تضمين ظرفيت بقاى خود، به منظور اعمال نفوذ و دستيابى به اهداف داخلى و بينالمللى دانست.[١] اهمّيت امنيت از ديدگاه امام على (ع) به گونهاى است كه مناطق فاقد امنيت از ديدگاه ايشان، بدترين مناطق معرفى مىشود.
محيط زيست
به محيط اطراف كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با ما در ارتباط است، محيط زيست گفته مىشود.[٢] محيط زيست شامل سه بخش زير است:
الف) محيط زيست طبيعى: محيط زيست طبيعى ساخته دست بشر نيست و شامل عوامل جاندار و بىجان است؛
ب) محيط زيست اجتماعى: محيط زيست اجتماعى، محيطى است كه در آن زندگى مىكنيم؛
ج) محيط زيست انسانساخت: محيط زيست انسانساخت (مثل زمين كشاورزى) به محيطى گفته مىشود كه با توجّه به نيازهاى انسان، به دست انسان ساخته شده است.
كره زمين از هواكره (اتمسفر)، آبكره (هيدروسفر) و خاككره (ليتوسفر) تشكيل شده است. به بيان ساده، محيط زيست به صورت محيط پيرامون ما تعريف مىشود و شامل هوا، آب و خاك است كه دربرگيرنده منابع حياتبخش زمين است. هواكره مخلوطى از گازها است كه از سطح زمين به بالا توسعه دارد. آبكره شامل اقيانوسها، درياچهها، رودخانهها، مردابها و آبهاى كمعمق زيرزمينى است كه با آبهاى سطحى مخلوط مىشود. ليتوسفر به لايههاى خاكى گفته مىشود كه قشر مركزى زمين را پوشانده است. به لايه نازكى كه دور زمين را پوشانده و از هواكره و خاككره مجاور سطح زمين، همراه با آبكره تشكيل شده است، بيوسفر گفته مىشود كه در داخل آن، انواع مختلف حيات، از جمله انسان وجود دارد.
موادّ حياتبخش در فرم گازها، مايع و جامد در بيوسفر گردش كرده و حيات را براى جانداران ممكن مىسازند. زندگى و بقاى انسانها يا به عبارتى امنيت انسانها، به بيوسفر بستگى دارد. از آغاز زندگى، بيوسفر موادّ زايد حيات جانداران را گرفته و تبديل كرده است. در حالت عادّى براى هر عمل طبيعى آلودگىزا يا به عبارتى براى هر تغيير ناخوشايند فيزيكى، شيميايى يا زيستى، شاخصهاى طبيعت و براى هر حادثهاى كه كميت و كيفيت محيط زيست را خراب مىكند، فرآيندهاى طبيعى ديگرى وجود دارند كه كميت و كيفيت اوّليه را به محيط بازمىگرداند.[٣] منابع موجود در بيوسفر، به طور كلّى به دو دسته تجديدپذير و تجديدناپذير تقسيمبندى مىشوند. منابع تجديدپذير به آن دسته از منابع گفته مىشود كه فرآيندهاى طبيعى موجود در طبيعت، قابليت احياى آنها را داشته و داراى چرخه طبيعى هستند.
منابع تجديدناپذير مثل يك معدن آلومينيوم، منابعى هستند كه محيط زيست قادر به احياى آنها نبوده يا تجديد آنها به سالهاى بسيار طولانى نياز دارد.[٤]
يكى از اهمّيتهاى محيط زيست براى كشورها، از بعد نظامى است. اجزاى محيط زيست، كاربرد زيادى در عمليات و طرحهاى نظامى، بهويژه به عنوان موانع طبيعى در عمليات پدافندى داشته و عامل برترساز بوده است؛ به عنوان نمونه، منابع آبهاى سطحى، اعّم از رودها، نهرها، ترعهها، كانالها، درياچهها، مردابها و آبگيرها در طول تاريخ به روشهاى متفاوتى در عمليات نظامى، اعّم از آفندى يا پدافندى در نقش مانع به صورت مستقل يا تركيب با ساير موانع طبيعى و مصنوعى (مثل ايجاد سيلاب مصنوعى، غرقاب كردن اراضى، گلآلود كردن، اختلال در تدارك آب شيرين و ...) به كار گرفته شده است. عنصر آب، به عنوان يك عامل برترساز توان رزمى، براى استفاده در عمليات پدافندى گزينه مؤثّر است. عوارض آبى حتّى بدون ايجاد هر نوع تغيير يا اقدامات مهندسى و بستر طبيعى خود و نه در سطح كلّى منطقه عمليات، مورد استفاده قرار مىگيرند. دلايل عمدهاى كه كاربرد آب در عمليات نظامى را به عنوان يك عامل برترساز، توجيهپذير مىسازند، عبارتند از: فراوانى، در دسترس بودن، ارزانى و مقرونبه صرفهبودن، تجديدپذير بودن، سهولت بهرهبردارى، كمصدا بودن در حين بهكارگيرى (مناسب در غافلگيرى و عمليات فريب)، متّكى نبودن به منابع خارجى و مصونيت در برابر تحريمها، نياز نداشتن به فناورى وارداتى و تجهيزات پيشرفته، بىنيازى به نفرات فراوان، چندمنظوره بودن كاربرد، احيا و آبادى اراضى باير، ايجاد عوايد و امكان برگشت سرمايه، سازگارى با محيط زيست و .... همچنين با پيدايش ملاحظات جديد ژئوپلتيكى و ژئواكونوميكى در عرصه سياست جهانى در مورد آب، تأثير و اهمّيت انكارناپذير اين عنصر محيط زيستى در منافع ملّى كشورها، به ويژه در مناطق بحرانخيز، بيشتر عيان مىگردد.[٥] البتّه تاريخ نظامى بيانگر كاربرد گسترده عناصر محيط زيست در عملياتهاى نظامى براى تأمين امنيت ملّى كشورها است كه تنها به عنصر آب، به عنوان نمونه اشاره شد.
براى نشان دادن اهمّيت محيط زيست، به ويژه در جدار مرزها، بايد اشاره كرد كه يكى از اهداف حمله ١٩٨٠ م. «عراق» به «ايران»، با هدف برقرارى اقتدار كامل بر آبراه راهبردى و تجارى «اروندرود» كه دو كشور را از يكديگر جدا مىكند، صورت گرفت.[٦] همچنين مسائلى چون ماهىگيرى و آب شيرين در روابط بين برخى از كشورها، به مثابه موضوعى جنجالبرانگيز، طرح گرديده است. در اين ميان، آب شيرين داراى اولويتى چشمگير است كه به مثابه بحران امنيتى بسيارى از كشورها از آن ياد مىشود تا آنجا كه برخى از امكان تبديل شدن آب به يك ابزار فشار در دست برخى از قدرتها، براى ايجاد تغييرات سياسى، فرهنگى و اقتصادى، سخن گفتهاند.
با توجّه به مناطقى، چون «خاورميانه»، «آفريقا» و «آسياى مركزى»، هر دو نوع تلقّى امنيتى مستقيم و غيرمستقيم در موضوع آب، وجود دارد. موضوع دستيابى به منابع غذايى موجود در درياها با تأكيد بر ماهىها نيز حكايت از منازعات جدّى بين كشورها دارد؛ از جمله مىتوان به جنگ كود وار(Code war) بين «انگلستان» و «ايسلند» در سال ١٩٧٢- ١٩٧٣ م. اشاره كرد كه با توجّه به همين بعد زيستمحيطى، قابل تفسير است.[٧]