ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - تركان
باشند؛ زيرا طبق روايتها، ياران حضرت مهدى (عج) نسخههاى اصلى «تورات» و «انجيل» را از «غار انطاكيه» بيرون آورده و به وسيله آن، با رومىها و يهوديان به بحث و گفتوگو مىپردازند.
از جمله روايتهاى ديگر در اين زمينه، روايتهاى مربوط به فرود آمدن حضرت عيسى (ع) است كه به صورت متواتر در كتابهاى معتبر روايى به آن اشاره شده است؛ چنانكه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ لَمَّا جاءَ عِيسى بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ؛[١]
چون عيسى با معجزات براى هدايت خلق آمد، گفت: من آمدهام با حكمت تا بعضى از احكامى را كه در آن اختلاف مىكنيد، از تورات بيان سازم. پس پرهيزگار شويد و مرا اطاعت كنيد.»
خداوند در قرآن كريم به طور مستقيم و روشن مىفرمايد:
«وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً؛[٢]
هيچكس از اهل كتاب نيست؛ جز آنكه پيش از مرگ، به وى (عيسى (ع)) ايمان خواهد آورد و روز قيامت، او بر نيك و بد گواه خواهد بود.»
در حقيقت در زمان ظهور، ايمان به حضرت عيسى (ع)[٣] يكى از علائم رستاخيز بوده و هنگامى كه خداوند او را به دنيا فرود آورد، تمام مسيحيان و يهوديان به او ايمان آورده و خود و معجزههايش را قبل از آنكه از دنيا برود، مىبيند. آن حضرت پس از معجزه فرود آمدنش از آسمان در دگرگونى اوضاع سياسى و شورانيدن ملّتهاى غربى بر ضدّ حكومتهايشان، نقش مهم و اساسى خواهد داشت.
تركان
در روايتها از تركان و نقش آنها در دوران ظهور، زياد ياد شده است؛ امّا در اينكه تركها مشخّصاً چه كسانى هستند، وحدت نظر وجود ندارد. برخى از كارشناسان معتقدند:
منظور از تركها در روايات جنبش خجسته ظهور حضرت مهدى (عج)، روسها و اطرافيان آنان از ملّتهاى اروپاى شرقى هستند. آنان گرچه از لحاظ تاريخى مسيحىاند، ولى از ملّتهاى مستعمره امپراطورى روم به شمار مىروند. تا جايى كه مدّعى وراثت آنها شده و شاهان خود را مانند آلمانىها و غير آنها، قيصر (سزار) ناميدهاند.[٤]
بايد توجّه داشت كه تركهاى مورد نظر:
اوّل اينكه از قبيلههاى گوناگون منطقه شرق آسيا و اروپا هستند كه در زبان روايات و تاريخ، به قبيلهها و ملّتهاى ترك ناميده شدهاند و اين نام علاوه بر تركهاى «تركيه» و ايران، شامل قبيلههاى «تاتار»، «مغول»، «بلغارستان»، «روسيه» و غير آنان نيز مىگردد؛
دوم اينكه مسيحيت، اخيراً به آنها سرايت نموده و اصالتاً در بين آنان رايج نبوده و از وضع آنان بدتر از ملّتهاى اروپاى غربى است؛ چرا كه مادّىگرايى شركآميز بر آنان چيره گشته و شايد به همين دليل است كه تسليم نظريه كمونيسم مادّىگرا و الحادى شده و در برابر نفوذ آن مقاومت نكردند؛
سوم اينكه روايات مربوط به جنبش تركان عليه مسلمانان، اگرچه پارهاى از آنها بر يورش تركهاى مغول و تاخت و تاز آنها به سرزمين ما در قرن هفتم هجرى منطبق مىگردد، امّا برخى از روايات، حركتهاى آنان را كه به حوادث ظهور حضرت مهدى (عج) متصّل مىگردد و همچنين همكارى آنها با روميان عليه ما و اختلافشان با يكديگر در همان زمان را بيان مىكند. اين ماجرا جز بر روسها منطبق نگشته يا اينكه اگر قضيه به درازا كشيده شود بر وارثان دولت آنها از اقوامى كه ريشه و تبار تركى دارند- در روسيه و اروپاى شرقى- منطبق است.[٥]
از روايتهايى كه به نقش تركان در دوره ظهور اشاره شده است، مىتوان به روايت مربوط به رابطه سفيانى با تركها اشاره كرد. احتمالًا مراد از تركان در روايت يادشده، همان روسها هستند؛ زيرا سفيانى همپيمان روم و يهود بوده و در روايتها آمده است كه حركت سفيانى در منطقه «سوريه» و «اردن»، به دنبال سلطه تركان بر سوريه پدپد مىآيد. از ديگر روايتها، روايت مربوط به انقلاب «آذربايجان» در نبرد با تركان مىباشد. از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند:
«آذربايجان براى ما لازم است. چيزى در مقابل آن ياراى مقاومت ندارد و چون انقلابگر ما قيامكند، به سوى او بشتابيد؛ اگرچه با رفتن چهار دست و پا بر روى برف باشد.»[٦]
احتمال دارد كه منظور از تركان در آن، روسها باشند و اوّلين خروج آنها قبل از جنگ جهانى دوم و بعد از آن و قبل از نشانههاى نزديك ظهور و اشغال «آذربايجان» توسط آنان خواهد بود.
برخى ديگر از روايتها مربوط به حمله مغولان است. از حضرت على (ع) نقل شده است كه فرمودند:
«گويا قومى را مىبينيم كه چهرههايشان همچون سپرهاى چكّشخورده جلوهگر است. لباسهاى حرير و ديبا پوشيده و اسبهاى اصيل را يدك مىكشند. در آنجا، چنان كشتار زياد است كه مجروحان از روى بدن كشتگان عبور مىكنند و در آن كارزار، تعداد فراريان از اسيران كمتر است.» يكى از ياران عرض كرد: اى امير مؤمنان! شما به علم غيب آگاهيد؟ حضرت خنديدند و به آن مرد كه از بنىكلب بود، فرمودند: «اى برادر كلبى! اين علم غيب نيست؛ بلكه اين يك نوع آگاهى است كه از صاحب دانش رسولالله آموختهام. علم غيب تنها علم رستاخيز و آنچه را كه خداوند در آيه برشمرده است، مىباشد ... بنابراين علم غيبى كه جز خدا كسى از آن آگاه نيست، همين است و غير از آنچه گفته شد، علمى است كه خداوند به پيامبرش آموخته، پيامبر مرا بر آن آگاه ساخت و در حقّ من دعا فرمود تا خداوند آن را در دل من جايگزين و درونم را از آن سرشار سازد.»[٧]
دستهاى ديگر از اين احاديث، روايتهايى است كه ويرانى سرزمين تركان را در اثر صاعقه و زلزله و جنگ مىداند. مصداق عينى برخى از اين روايتها تاكنون به وقوع پيوسته است؛ چنانچه در تركيه امروز نيز حوادثى، نظير زلزله و جنگ به وقوع پيوسته كه بيشتر آنها نيز بر اثر كثرت گناه است. سردمداران تركيه كه لائيك مىباشند، قوانين بىمذهبى را در جامعه رواج مىدهند و مسلمانان را نيز از اعمالى، مانند حجاب منع مىكنند.
البتّه در تحريك عاملان دستنشانده در كشور تركيه، استعمار