ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٨ حمله برنده اى كه فرار نمى كند
أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ» به خانه على (ع) مىآمدند و در آن را مىكوبيدند و مىفرمودند: «نماز! خداوند بر شما رحمت آورد! همانا خداوند اراده كرده است كه از شما اهل بيت هرگونه رجس و پليدى را دور نمايد و شما را پاك و مطهّر گرداند.»[١]
٧. على (ع) مبلّغ رسول خدا (ص) با فرمانى از آسمان
هنگامى كه رسول خدا (ص)، ابوبكر را براى رساندن «سوره توبه» و خواندش براى مردم در حجّ مأمور كردند، در پى او على (ع) را فرستادند تا آن را از او بگيرند. پس ابوبكر بازگشت و از رسول خدا (ص) پرسيد: چيزى از من سر زد يا رسول الله؟! حضرت (ص) فرمودند: «نه؛ امّا آن سوره را يا من بايد براى مردم مىبردم يا مردى از من.»[٢]
٨. حملهبرندهاى كه فرار نمىكند
به بيان حضرت على (ع)، روز خيبر حضرت رسول (ص) در مقابل اصحابش اعلام فرمودند:
«قسم به كسى كه جانم در دست اوست! اين پرچم را فردا به مردى مىدهم كه خداوند و رسولش او را دوست مى دارند و او خدا و رسولش را دوست مىدارد. او حملهبرندهاى است كه فرار نمىكند. خداوند به دست او [قلعه] را مىگشايد.» حضرت على (ع) مىفرمايند: «حضرت به دنبال من فرستاد؛ در حالى كه من چشم درد داشتم. پس حضرت رسول (ص) آب دهانش را به چشم من ماليد و فرمود: «خداوندا! آن را از حرارت و سرما حفظ گردان!» و پس از آن، ديگر گرمى و سردى در چشمم احساس نكردم.»[٣]
اينها برخى از فضائلى بود كه منقبتنويسان و سيرهنويسان در حقّ برادر رسول خدا (ص)، وصى، وزير، امانتدار و جانشين بعد از او بر امّتش، ذكر كرده بودند. مردى كه اگر نبود:
دين پا بر جا نمىشد و شريعت مستقر نمىگشت و دعوت رسول خدا (ص) آشكار نمىشد. پس آن حضرت (ع) ياور اسلام و وزير پيامبر گرامى خدا بود كه مردم را به او خواند و به وسيله پيمان يارى او بود كه رسول خدا (ص) نبوّت خويش را به پايان برد و اين فضيلتى است كه كوهها تاب برابرى آن را ندارند و تمامى فضائل، همتراز آن نشوند.[٤]
پىنوشتها:
[١]. «إرشاد المفيد»، ١: ٣١- ٣٢؛ «إعلام الورى»، ١: ٣٦٠- ٣٦١؛ «مناقب ابن شهرآشوب»، ٢: ٦؛ «أنساب الأشراف»، ٢: ٧٤ ١١٨.
[٢]. «الصواعق المحرقة» باب ٩ فصل ٢٩ ٢؛ «مجمع الزوائد»، ٩: ١٠٢؛ «كنز العمَّال»، ٣٢٨٩٦ ١١؛ «الرياض النضرة»، ٣: ١١٠؛ ذ «خائر العقبى»: ٥٨؛ «المناقب» للخوارزمى: ٢٠؛ «شواهد التنزيل»، ٢: ٩٢٤ ٢١٣- ٩٣١.
[٣]. «مسند أحمد»، ٥: ٢٦؛ «سير أعلام النبلاء» (سير الخلفاء الراشدين): ٣٢٠.
[٤]. «سنن الترمذى»، ٥: ٣٧٢٠ ٦٣٦؛ «مصابيح السُنَّة»، ٤: ٤٧٦٩ ١٧٣؛ «المستدرك»، ٣: ١٤.
[٥]. سوره حجر، آيه ٤٧.
[٦]. ن. ك به: قصَّة الطائر المشوى بالمصادر التالية: «سنن الترمذى»، ٥: ٣٧٢١ ٦٣٦؛ «الخصائص» للنسائى: ٥؛ «فضائل الصحابة»، أحمد بن حنبل، ٢: ٩٤٥ ٥٦٠؛ «المستدرك على الصحيحين»، ٣: ١٣٠- ١٣٢.
[٧]. «سنن الترمذى»، ٥: ٢٧٣٢ ٦٤١؛ «مسند أحمد»، ١: ٣٣١.
[٨]. «سنن الترمذى»، ٥: ٣٧٢٦ ٦٣٩؛ «مصابيح السُنَّة»، ٤: ٤٧٧٣ ١٧٥.
[٩]. «إعلام الورى»، ١: ٣٦٩، «ونقله المجلسى فى بحار الأنوار»، ٣٩: ٦ ٢١٦.
[١٠]. «مناقب ابن شهرآشوب»، ٢: ١٦٣؛ «مناقب الخوارزمى»: ٦٠.
[١١]. «مناقب ابن شهرآشوب»، ٢: ١٦٢.
[١٢]. سوره طه، آيه ١٣٢.
[١٣]. «تفسير القرطبى»، ١١: ١٧٤؛ «تفسير الرازى»، ٢٢: ١٣٧؛ «روح المعانى» ١٦: ٢٤٨؛ «الخصائص بتخريج الأثرى»، ح ١١٢، ١١٣، وخرَّجه النسائى وابن ماجه وابن خزيمة من وجوه.
[١٤]. «مسند أحمد»، ١: ٣، ٣٣١ و ٣: ٢١٢، ٢٣٨ و ٤: ١٦٤، ١٦٥، البداية والنهاية ٧: ٣٩٨.
[١٥]. «خصائص النسائى»: ١٤ ٣٩ و ١٥١ ١٥٩؛ «تاريخ ابن عساكر»، ترجمة الامام على (ع)
[١٦]. «إرشاد المفيد»، ١: ٥٠- ٥١.
منبع: اسلام الموسوى، كتاب «الإمام على (ع) سيرة وتاريخ»، نشر مركز الرسالة، چاپ ١٤٢٢ ه-. ق.، باب الثانى، مدخل فى خصائصه و الأدلّة على الإمامته، صص ١١٤- ١٢٢.