ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - صفرا يا صفراوى ها
و بسا مىشود كه غلام صاحبش را بكشد و ديگرى، باد است و آن سلطانى است كه با رعيت مىسازد و به نرمى رفتار مىكند و آن ديگر، تلخه است كه نجات از آن بسيار دور است؛ چون مانند زمين است. هر گاه به لرزه درآيد، هر چه بر پشت دارد، همه را مىلرزاند.»
ابو هفان در حضور ابن ماسويه گفت: جعفر بن محمّد (ع) فرمودند:
«مزاجهاى مردم چهار نوع است:
١. مزاج دموى (خونى) كه او بنده است و گاهى بنده آقاى خود را مىكشد؛
٢. طبيعت ريحى كه او دشمن است؛ اگر روزنى را ببندى، باز از جاى ديگر روزن مىگشايد؛
٣. بلغمى مزاج كه اين پادشاهى است كه اداره مىكند؛
٤. تلخ مزاج كه زمين است؛ اگر فرو برود، ساكنان روى خود را نيز فرو مىبرد.
ابن ماسويه گفت: دو مرتبه بگو. به خدا قسم! جالينوس طبيب نمىتواند اينطور تشريح نمايد.
شيخ صدوق (ره) مىگويد: حديث كرد ما را ابواحمد هانى بن محمّد بن محمود عبدى و گفت پدرم به سند مرفوع روايت كرده است كه موسى بن جعفر (ع) بر هارون وارد شد. هارون به ايشان عرض كرد: يا ابن رسول الله! خبر بده مرا از طبايع چهارگانه. آن جناب فرمودند:
«امّا ريح؛ پس آن به منزلت پادشاهى است كه مدارا مىكند (يعنى على الدّوام در صدد اصلاح مزاج است) و امّا خون به منزله بنده خاسر و زيانكار است و بسا هست كه بنده، مولاى خود را به قتل مىرساند و امّا بلغم، به منزله دشمنى است كه در جدال و نزاع باشد؛ اگر از جانبى او را مسدود كند، از طرف ديگر مفتوح خواهد شد و امّا مزاج تلخ، به منزله زمينى است؛ هرگاه بلرزد، به طرف بالاى خود برمىگردد.»
پس از آن، هارون به ايشان عرض كرد: يا ابن رسول الله! بر مردم گنجهاى خدا و رسول خدا را انفاق كن.
اميرالمؤمنين، حضرت على (ع) نيز در خطبهاى در «نهج البلاغه» كه درباره كيفيت خلقت حضرت آدم (ع) است، اين چنين مىفرمايند:
«وَ الْأَشْبَاهِ الْمُؤْتَلِفَةِ وَ الْأَضْدَادِ الْمُتَعَادِيَةِ وَ الْأَخْلَاطِ الْمُتَبَايِنَةِ مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ وَ الْبَلَّةِ وَ الْجُمُود ...؛
و داراى چيزهاى نظير يكديگر (مانند استخوان و دندان) و حالاتى ضدّ يكديگر و خلطهايى كه از هم جدا مىباشد، از گرمى و سردى و ترى و خشكى ....»
با ذكر اين مقدّمه در اهمّيت و لزوم طبعشناسى و شناخت مزاجها در كلام ائمّه معصومان (ع) در اين مجال و در بخش دوم طبعشناسى، به خصوصيات و ويژگىهاى طبع صفرا و افراد صفراوى خواهيم پرداخت.
بخش دوم طبع شناسى: صفرا و خصوصيات آن
در نوبتهاى قبل، اشارهاى داشتيم به چهار عنصر هستى و همچنين معرفى طبايع چهارگانه خلقت انسان و از طبايع چهارگانه، به صورت مجزّا، مزاج دم (خون) را معرفى كرديم. در اين مجال، با توكّل به خداى متعال، قصد داريم ضمن تكرار مجدّد و اجمالى طبايع چهارگانه، به صورت تخصّصىتر طبع صفرا (آتش) را معرفى نماييم.
ابتدا، طبق روال گذشته، اشارهاى اجمالى به چهار عنصر طبيعت و انسان داشته باشيم.
١. آتش= معادل آن در انسان، صفرا؛
٢. خاك= معادل آن در انسان، سودا؛
٣. هوا= معادل آن در انسان، دم (خون)؛
٤. آب= معادل آن در انسان، بلغم.
همانگونه كه قبلًا هم گفته شد و در روايات و احاديث معصومان (ع) هم بيان شده است، اين چهار عنصر، عالم مادّه و جهان جسمانى را تشكيل مىدهند و از تبلور آنها، حالت خاصّى در انسان به وجود مىآيد كه خصوصيات همه آن عناصر را دارد؛ ولى گاه به خاطر وراثت و شرايط اقليمى، مانند آب و هوا، دما و نوع تغذيه، بعضى از اين عناصر موجود در بدن آدمى، بر ديگرى غلبه مىنمايد.
گفته شد كه مزاج، همان طبع است؛ يعنى گرمى، سردى، خشكى و ترى را مزاج گويند و اينكه مزاج چون از تركيب اركان با يكديگر پديد مىآيد، لذا بسته به ميزان تركيب هر ركن، مزاج متفاوتى حاصل مىگردد.
در اين نوبت، به ويژگىها و مشخّصههاى مزاج صفرا خواهيم پرداخت. افرادى كه مزاج گرم و خشك دارند و در طبّ سنّتى آنها را صفراوى مىگويند.
همانطور كه در مطالب نوبت قبل بيان شد، هر غذايى كه مىخوريم، هنگامى كه وارد بدن ما مىشود و در معده هضم آن آغاز مىگردد، به كبد مىرود. در كبد چهار خلط يا چهار نوع مايع توليد مىشود كه نام و خصوصيات يكى از آنها گرم و خشك (صفرا) است.
اگرچه همه اخلاط در خون موجودند، امّا خدا براى صفرا و سودا جايگاه ذخيره در نظر گرفته است.
طحال: جايگاه ذخيره سودا است.
كيسه صفرا: جايگاه ذخيره صفرا است كه در آن جمع باشند و در صورت نياز و به اندازه لازم در بدن انتشار يابند.
وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضرورى است؛ امّا در حدّ خاص و معين و كمبود يا فزونى هريك از آنها، باعث سوء مزاج يا غلبه اخلاط مىگردد كه در اين حالت، براى رفع مشكل، بايد تدابير مربوطه رعايت و درمان صورت پذيرد.
صفرا يا صفراوىها
اين افراد، لاغر اندام هستند؛ امّا مفاصل و استخوانبندى درشت و برجسته دارند. پوست گرم وخشكى دارند. رنگ پوست و سفيدى چشم آنها كمى به زردى مىزند. موهاى پر پشت و سياه و گاهى مجعّد دارند و به علّت حرارت و خشكى زياد، بيشتر مستعدّ طاسى سرند.
خشكى دهان و عطش فراوان دارند. خيلى گرمايى هستند و در تابستان، اذيت مىشوند. استعداد اين را دارند كه با خوردن خوراكىهاى خيلى گرم، دچار خارش و كهير شوند. تمايل به خوردن ترشىها (سركه، تمرهندى و لواشك) دارند و همچنين سردىهايى، مثل خيار، كاهو و هندوانه. تمايل به خوردن شيرينى در اينها، كم است. نبض پر و قوى دارند. عروق برجسته در دست دارند. اين افراد زود عصبانى شده و زود هم عصبانيتشان فروكش مىكند. بسيار پر انرژى و پرتحرّك هستند.