ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - مزاج هاى چهارگانه صفراوى
مزاجهاى چهارگانه: صفراوى
رضا ابراهيمى
همانطور كه قبلًا اشاره شد، علم طبايع يكى از مهمترين مباحث پزشكى قديم را تشكيل مىداده و طى قرون و اعصار، هيچگاه ارزش و اعتبار خود را از دست نداده است و اكنون نيز دانشكدههايى مخصوص تدريس طبّ سنّتى دائر و مراكز درمانىاى وجود دارد كه با استفاده از اين تجربيات و روشها، بيماران را درمان مىكنند.
در جهانى كه زندگى مىكنيم، انسانهايى مىبينيم با چهرهها، رنگها و اندامهاى متفاوت. برخى از افرادف سفيدرو و برخى سياهچهره. گروهى زرد پوست و دستهاى گلگون و جمعيتى گندمى و طايفهاى سبزگون، باريكاندام يا گندمگون و درشت اندام. نقّاش طبيعت، بعضى را با رنگ روشن درآميخته است و بعضى ديگر را با رنگ قهوهاى، مشكى و ميشى نقّاشى كرده. گروهى از انسانها پركار و پرتلاش و مقاوم و گروهى ديگر كمكار و ظريف و خسته از كار مداومند. جمعى به شعر و موسيقى و طبيعت و زيبايى علاقهمندند و جمعى ديگر به علوم عقلى و محاسبات فنّى و امور رياضى روى مىآورند. دستهاى بلندپرواز و خيالپرداز و گروهى واقعگرا و محتاط هستند. در عدّهاى عصبانيت آنى و در عدّهاى ديگر مدارا و سازگارى مشاهده مىشود. هرگاه اين جمعيت بزرگ بر سر سفره طبيعت بنشيند، گروهى خيار و گوجه و كلم مىخورند و لذّت مىبرند، گروهى ديگر از اين غذا رو برمىگردانند و خربزه و كرفس و خرما و كندر به آنها انرژى مىدهد.
گروهى نوشيدن آب و مايعات، ماست، دوغ، ترشى، توت فرنگى، ليمو، كيوى، گوجه سبز، زرشك و اين قبيل خوردنىها دلخواه آنان است، دستهاى حتّى در تابستان نيز با نوشيدنى آب ميانه خوبى ندارند وخوردن ميوههاى گسمزه در رديف علائق آنان نيست و انگور، سيب، زردآلو، شربت شيرين با مزاجشان سازگار است. از اين مهمتر، برخى از افراد با خوردن غذايى دچار بيمارى مىشوند و برخى ديگر با غذايى ديگر؛ مانند اينكه يك گروه از خوردن ترشى دچار سردرد مىشوند و با شيرينى بهبود مىيابند و برخى ديگر با خوردن شيرينى زياد سردرد پيدا مىكنند و با ترشى بهبود مىيابند.
آيا مىتوان براى اين دستهبندىهاى اجتماعى، رنگها، قدّ و قوارهها، خواستها، پندارها، گرايشهاى اخلاقى، عصبانيت و خوشخلقى، عقلگرايى، رفتار شورانگيز و ... قاعدهاى جستوجو كرد؟ يا قالب و قانونى فرض كرد و معيارى براى دستهبندى آنها طرّاحى و برنامهاى براى تعادل زيستى آنان ارائه نمود؟
اينها و دسته بزرگى از سؤالات متفاوت، از جمله مسائلى هستند كه بايد پاسخ آن را از مزاجشناسى گرفت.
مزاجشناسى، ظرف هستى را براى انسان تعريف مىكند، تناسب طبع انسان با آن را مىسنجد و بر اساس آن، براى هر مقطع از زندگى، حركت متناسب آن را توصيه مىكند و براى طفوليت و جوانى، ميانسالى، كهنسالى و پيرى برنامهريزى ويژهاى ارائه مىدهد و ساختار طبيعت انسان را با تمام رفتارهاى مادّى و معنوى، گفتارى و شنيدارى، پندارى و ديدارى، جنسى و غير آن سازگار و همسان مىسازد. در اين قالب، هيچگاهانسان، مخالف با قانونمندىهاى طبيعت حركت نمىكند و رو در روى آن قرار نمىگيرد و از هيچ لحظه طبيعت، بىبهره نمانده و زيان نمىبيند.
در اهمّيت مزاجشناسى و اصلاح مزاج همين كافى است كه امام رضا (ع) آن را مهمترين علّت نگارش «رساله ذهبيه» عنوان كرده و