ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨
با تو مى گويم اى دل!
مرتضى مهدوى يگانه
غفلت از او تا چند؟
اى دل!
بى خبرى تا كى؟ غفلت تا چند؟
و بى توجّهى نسبت به مولايت، سبب آفرينش و بقايت، تا كجا؟!
آرى، مولايى كه هر كه او را شناخت، خدا را شناخته؛
و هر كه به او پيوست، به خدا پيوسته؛
و هر كه از او دور شود، از خدا دور گشته؛
و هر كه از او غفلت كرد، از خدا غافل شده؛
و ...
اى دل!
با تو هستم
مگر جز براى انسان شدن و كامل گشتن، خلق شدهاى؟
و مگر انسان كامل جز مولا و امام توست؟
پس چرا اين سان از او غافلى؟ و اينگونه در مراتب سافلى؟
اى دل!
در شبانه روز چه مقدار به ياد اويى؟
و چقدر كوى او مىجويى؟
و را ه او مىپويى؟
چرا دست از غير او نمىشويى؟
اى دل!
آيا ندانستهاى و نخواندهاى عاقبت غافلان را؟
و سزاى فراموشكاران را؟
آنكه مولاى خود را فراموش مىكند، راه شيطان را به سوى خود باز كرده؛
و هر كس از او؛ يعنى ذكر خدا، غافل گردد، هبوط خويش را آغاز كرده است.
اى دل!
امام تو، آيينه تمام نماى خداى تو است؛
پس غفلت از او؛ يعنى غفلت از پروردگارت؛
و از ياد بردنش؛ يعنى نسيان كردگار بزرگوارت.
اى دل!
گوش فرا دار كه با تو مىگويم:
ارزش هر دل، به قدر پيوند او با دلدار خويش است؛
و دلدار تو، امام و مولاى توست.
اكنون، خود به حساب خويش برس،
بنگر كه مقدار تو، چقدر است،
چقدر به ياد او هستى و تا كجا به او پيوستهاى؛
آيا هنگام كار و بار، زندگى و بندگى، او را اسوه قرار دادهاى؟
و سر ارادت به پاى او نهادهاى؟
اى دل!
تو را به خدا، با اين همه غفلت و نسيان، مرا بيچاره مكن!
و در ويرانههاى دورى از خدا، آواره مساز!
اى دل ...