ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - تأكيد بر تعرف ولايى انسان
است و اكنون بايد در مراتب و مدارج آن، بالا رود و اوج بگيرد.
آنچه در حديث امام حسن عسكرى (ع)، بر آن تأكيد گرديده، در درجه اوّل، مرحله ايجاد و علّت محدّثه انسانيت است. حضرت (ع) مىفرمايند:
«اگر ما اهل بيت (ع) نبوديم، شما انسانها حيران و سرگشته، همچون حيوانات بوديد.»
ترجمه ديگر اين عبارت، آن است كه اصلًا انسان نبوديد و هويت انسانى در شما وجود نداشت؛ چنانكه در حيوانات وجود ندارد.
اين، همان نكته بسيار عميق و دقيقى است كه در آغاز نوشتار، بدان اشارت كرديم كه در تعريف راستين انسان و تبيين هويت حقيقى او، بايد به عاملى در وجود او كه تاكنون از آن، به كلّى غفلت گرديده يا كمتر بدان التفات شده، توجّه كرد. سخن، چنانكه گفتيم در ساحت اخلاق و پند و نصيحت نيست- كه بهتر و شايسته است به اين عامل توجّه شود- بلكه در ساحت وجود و تكوين است.
يعنى اساساً انسانيت كه فقط در ساحت امامت و ولايت انسان كامل وجود دارد، ايجاد مىشود و سپس رشد كرده و تعالى مىيابد. به تعبير ديگر، آنكه به امام و حجّت حق، اعتقاد، گرايش و ايمان ندارد و در ساحت ولايت، امامت و محّبت او وارد نشده، اساساً به وادى انسانيت وارد نشده و نتيجه به طور قطع اين است كه انسان نيست؛ بلكه حيوان يا پايينتر از آن است. البتّه بايد اين نكته را هم متذكّر شد، آنان كه وارد وادى ولايت شده و دم از خاندان عصمت و طهارت مىزنند، امّا در مقام عمل و مشى و زندگى، خصوصاً در عرصه سياست و حاكميت اسلامى، خود را در دايره ولايت نايب امام معصوم (ع)، يعنى ولى فقيه، تعريف نكرده و نمىبينند و مؤمنانه و معتقدانه به مقتضاى ولايت او، عمل نمىكنند، در حقيقت از دايره انسانيت و ايمان خارج گشتهاند؛ چرا كه مشمول رد كننده بر معصوم خواهند بود و حكم «الرّادُّ عليهم كالرّادُّ علينا»،[١] لااقل در مرتبهاى از مراتب، شامل حال آنان است و تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل.
ولايت گوهر وجودى انسان
بارى؛ اگر قرار باشد دريابيم انسان به چه چيز، «بما هو» انسان است و كدام گوهر شاكله انسان يا انسانيت او را شكل مىبخشد و وجود مىدهد، توجّه به حديث امام حسن عسكرى (ع)، يك امر كليدى و محورى است؛ اگرچه احاديث ديگرى نيز بيانگر همين حقيقت متعالى هستند؛ به عنوان نمونه در برخى روايات، آمده كه ناس يا حقيقت تامّ و تمام انسانيت، وجود مبارك اهل بيت (ع) هستند.
روايتى گرانقدر به اين مضمون، از سالار شهيدان، حضرت اباعبدالله (ع) وارد شده است:
«نحن النّاس و شيعتنا أشباه النّاس و سائر النّاس نسناس؛
ناس، ما خاندانيم و شيعيان ما، شباهتگرايان به مايند و ديگران هيچ طرفى از انسانيت نبسته و در واقع حيوان هستند.»
در كتاب «روضه كافى» چنين آمده است: حضرت على بن حسين (ع) فرمودند: مردى به محضر اميرالمؤمنين (ع) آمد و گفت: اگر شما عالم هستيد، به من خبر دهيد ناس كيست؟ همچنين اشباه النّاس و نسناس؟
حضرت به فرزندش حسين (ع)، فرمودند: «جوابش را بده.»
سپس امام حسين (ع)، ضمن جملاتى پاسخ او را دادند. از جمله اينكه فرمودند:
«فنحن النّاس؛
ناس، ما خاندان هستيم؛
امّا قولك اشباهُ النّاس، فهم شيعتنا؛
امّا اشباه النّاس (آنان كه شبيه ناس هستند)، شيعيان مايند؛
و هم موالينا و هم منّا؛
آنان دوستان ما و از ما هستند
و امّا قولك: النسناس، فهم السواد الاعظم و اشار بيده اى جماعة النّاس، ثمّ قال: «إِنْهُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا؛[٢]
و امّا اينكه از نسناس پرسيدى، پس بدان كه مردمان كوچه و بازار و عوام آنهايند.»
آنگاه حضرت «آيه ٤٤ سوره فرقان» را خواندند: «آنان جز چارپايا و حيوان نيستند؛ بلكه از آنان نيز گمراهترند.»
در همين كتاب، در روايتى ديگر مىخوانيم:
«و امّا النّاسُ الّا هم؛[٣]
ناس (انسان واقعى و راستين) فقط همين دوستان و شيعيان ما اهل بيت (ع) هستند.»
تأكيد بر تعرف ولايى انسان
اكنون بار ديگر تأكيد مىكنيم، مىبايست در تعريف انسان، حتّى در تعريف منطقى او، ولايت يا عاملى را كه به تصريح ائمّه (ع)، فصل حقيقى و مقوّم انسانيت او را شكل مىدهد و هويت مىبخشد، حتماً در نظر گرفت؛ و الّا به مقصد راستين خويش در شناخت انسان، حتّى در تبيين و تعريف قرآنى انسان نيز نخواهيم رسيد. آنجا نيز اهل معرفت و نظر، انسان را «حى متألّه» تعريف مىكنند. اين تأكيد وجود دارد كه عامل تحقّق تألّه و خداگونه شدن، وجود مبارك انسان كامل است و اگر او نباشد، به تصريح امام حسن عسكرى (ع)، اين عامل، هستى نخواهد يافت؛ چه رسد به اينكه هستىبخش نيز بخواهد باشد.
بنابراين، ولايت، عامل شاكلهساز، هويتبخش و انسانيتآفرين و در نتيجه، فصل مقوّم انسان خواهد بود و در تعريف انسان، نبايد مورد غفلت قرار بگيرد.
تحقيق و ژرفنگرى در آيات قرآن نيز نشان مىدهد آنجا كه بر خروج و تنازل افراد از ساحت انسانيت تأكيد كرده و آنان را همچون حيوان، (سوره محمّد، آيه ١٢) يا پستتر از آنها (سوره فرقان، آيه ٤٤) مىداند، مسئله از آنجا ناشى مىشود كه افراد از ساحت اعتقاد و ولايت انسان كامل فرو افتاده و در واقع، از انسانيت فاصله گرفته و به وادى حيوانيت سقوط كردهاند؛ چنانكه در حديث امام حسين (ع)، ديديم كه ايشان براى درستى فرمايش خود، به آيه «إِنْهُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا»، استشهاد كرده و مأخذ گرفته خود را قرآن معرفى مىكنند.