ماهنامه موعود
(١)
شماره صد و نود و يكم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
راز دشمنى
٤ ص
(٤)
گلستانه
٦ ص
(٥)
اى آفتاب ياردهم
٦ ص
(٦)
قرآن ناطق
٧ ص
(٧)
به مولايم امام عسكرى (ع)
٧ ص
(٨)
اكمال دين توسط خداوند
٨ ص
(٩)
تولّى و تبرّى
٩ ص
(١٠)
اگر او نبود
١٢ ص
(١١)
از تعريف منطقى تا تعريف ولايى
١٢ ص
(١٢)
ولايت گوهر وجودى انسان
١٤ ص
(١٣)
تأكيد بر تعرف ولايى انسان
١٤ ص
(١٤)
بذرهاى مرگ
١٧ ص
(١٥)
انبار قيامت
١٨ ص
(١٦)
سهام داران دپوى قيامت
١٨ ص
(١٧)
اهداف حقيقى شركت ها و خاندان هاى جانبدار تغييرات ارگانيزم هاى گياهى و حيوانى
١٩ ص
(١٨)
پروژه ايجاد نژاد برتر
٢٠ ص
(١٩)
اقدام شركت هاى اسرائيلى براى انعدام بذرهاى بومى در تركيه
٢٠ ص
(٢٠)
مشخّصات اين پروژه
٢٠ ص
(٢١)
هندوانه دانه دار طبيعى
٢١ ص
(٢٢)
نكاتى در ارتباط با شركت بذر و دانه Hazera
٢١ ص
(٢٣)
بررسى تروريسم جمعيتى، استراتژى، تاكتيك و تكنيك
٢٣ ص
(٢٤)
مقدّمه
٢٤ ص
(٢٥)
چيستى جمعيت و نگاه امنيتى به آن
٢٤ ص
(٢٦)
بررسى لايه استراتژيك تروريسم جمعيتى
٢٤ ص
(٢٧)
بررسى لايه تاكتيك تروريسم جمعيتى
٢٦ ص
(٢٨)
\* ايجاد جنگ هاى نظامى و كشتار انسانى و نسل كشى
٢٦ ص
(٢٩)
\* برنامه هاى آموزش جنسى و رواج سقط جنين
٢٦ ص
(٣٠)
\* توسعه و تعميم بيمارى هايى مانند ايدز
٢٦ ص
(٣١)
\* ترويج شعار پيشى گرفتن جمعيت از مواد غذّايى
٢٦ ص
(٣٢)
\* اجراى پروژه تغيير ژنتيكى ارگانيسم ها با هدف نژادكشى و عقيم سازى
٢٦ ص
(٣٣)
\* پروژه «نبرد بيوتكنولوژى» با هدف ايجاد «نژاد برتر»
٢٧ ص
(٣٤)
بررسى لايه تكنيك تروريسم جمعيتى
٢٧ ص
(٣٥)
جمع بندى
٢٧ ص
(٣٦)
شفاعت امامان خير و شرّ از پيروانشان
٢٨ ص
(٣٧)
درك حقيقت توحيد از طريق امام
٣٠ ص
(٣٨)
اختلاط و جدايى دو جبهه حق و باطل
٣١ ص
(٣٩)
اقامت در واقعه عاشورا؛ محلّ امان از فتنه كفّار
٣٤ ص
(٤٠)
احتجاج حضرت امام حسن عسكرى (ع)
٣٥ ص
(٤١)
پرونده خانواده
٣٦ ص
(٤٢)
سلامت جنسى در آموزه هاى اسلامى
٣٧ ص
(٤٣)
روانشناسى كريم
٤٢ ص
(٤٤)
تشويق و تنبيه دو روى يك سكّه
٤٤ ص
(٤٥)
تربيت دينى فرزند من پرورش تقوا
٤٦ ص
(٤٦)
پرورش تقوا و سنّ كودك
٤٦ ص
(٤٧)
روش پرورش تقوا و خويشتن دارى
٤٧ ص
(٤٨)
الف) روش هاى خانواده محور؛
٤٧ ص
(٤٩)
1 سرمشق خويشتن دارى باشيد
٤٧ ص
(٥٠)
2 خود را متعهّد سازيد كه فرزندتان را خويشتن دار بار بياوريد
٤٧ ص
(٥١)
3 معنا و ارزش خويشتن دارى را آموزش دهيد
٤٧ ص
(٥٢)
4 يك شعار خانوادگى بسازيد
٤٧ ص
(٥٣)
5 قانونى وضع كنيد كه فقط زمانى كه بر خود تسلّط داريد، اقدام كنيد
٤٧ ص
(٥٤)
آنچه يك پدر و مادر بايد بدانند
٤٨ ص
(٥٥)
نظريه جنسى اسلام (بخش آخر)
٤٩ ص
(٥٦)
يك- پرهيز از هرگونه تحريك نابه جاى غريزه جنسى
٥٠ ص
(٥٧)
اوّل پرهيز از نگاه حرام
٥٠ ص
(٥٨)
سوم رعايت حريم در ارتباط با نامحرمان
٥١ ص
(٥٩)
چهارم پرهيز از دست دادن با زنان نامحرم
٥١ ص
(٦٠)
پنجم پرهيز از شوخى با زنان نامحرم
٥٢ ص
(٦١)
ششم پرهيز از شنيدن صداى نامحرم
٥٢ ص
(٦٢)
هفتم پرهيز از انديشه حرام
٥٢ ص
(٦٣)
دو- خوددارى از هرگونه رفتار و گفتار تحريك آميز
٥٣ ص
(٦٤)
اوّل پرهيز از آشكار كردن زينت ها
٥٣ ص
(٦٥)
دوم پرهيز از ايجاد صداهاى تحريك آميز
٥٤ ص
(٦٦)
سوم پرهيز از خودنمايى و جلب توجّه ديگران
٥٤ ص
(٦٧)
چهارم رعايت وقار و متانت در برابر نامحرم
٥٤ ص
(٦٨)
يك- بازدارندگى خصوصى
٥٥ ص
(٦٩)
دو- بازدارندگى عمومى
٥٥ ص
(٧٠)
نتيجه
٥٥ ص
(٧١)
مرد چه كسى است؟
٥٧ ص
(٧٢)
قَوّام در واژه شناسى
٥٧ ص
(٧٣)
مستورى و مستى
٥٨ ص
(٧٤)
صاحب اختيار خانه
٥٨ ص
(٧٥)
هم صميمى هم مؤدّب
٥٨ ص
(٧٦)
همراهى تا آخرين لحظه ها
٥٨ ص
(٧٧)
به ياد همسر
٥٨ ص
(٧٨)
حق شناسى
٥٨ ص
(٧٩)
علاقه فراوان
٥٨ ص
(٨٠)
خيرات براى همسر
٥٨ ص
(٨١)
مزاج هاى چهارگانه صفراوى
٥٩ ص
(٨٢)
بخش دوم طبع شناسى صفرا و خصوصيات آن
٦١ ص
(٨٣)
صفرا يا صفراوى ها
٦١ ص
(٨٤)
علائم غلبه خلط صفرا
٦٢ ص
(٨٥)
غذاهاى مضر براى صفراوى مزاج ها
٦٣ ص
(٨٦)
مزاج صفراوى و استعداد بيمارى ها
٦٣ ص
(٨٧)
توصيه و تدابير
٦٤ ص
(٨٨)
ژنرال هاى جنگ نرم (3) ريچارد پرل
٦٥ ص
(٨٩)
سوابق علمى- اجرايى
٦٥ ص
(٩٠)
منصب هاى دولتى
٦٥ ص
(٩١)
بچّه هاى مسلمان، هدف پروپاگانداى هاليوود
٧١ ص
(٩٢)
غذاى حرام چرك و خونابه اى بيش نيست؛ اگر بصيرت داشته باشيم
٧٦ ص
(٩٣)
پى آواز حقيقت
٧٧ ص
(٩٤)
درس هاى زندگى
٧٧ ص
(٩٥)
با تو مى گويم اى دل!
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - تشويق و تنبيه دو روى يك سكّه

جايگاه اين صفت نسبت به رحمت خدا كجاست؟ شهيد مطهّرى در پاسخ به اين پرسش مى‌گويد: آنها در دل رحمت هستند.

براى نمونه ما در قانون اسلام، قصاص داريم؛ امّا قصاص به تنهايى موضوعيت ندارد و زمانى مطرح مى‌شود كه لازم باشد؛ مثلًا قصاص فرد قاتل، مرگ اوست؛ زيرا اگر مرگ اين قاتل درس عبرتى براى ديگران نشود، امر كشتن، امرى آسان و عادّى مى‌شود. در واقع، قصاص براى ادامه زندگى صورت مى‌گيرد. قرآن كريم در اين‌باره مى‌فرمايد: «وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ» كه به اين نكته اشاره مى‌كند كه خداوند بندگانش را دوست دارد و نمى‌خواهد كسى كشته شود؛ امّا براى عبرت ديگران، چاره‌اى جز اين نيست.

در توضيح جاذبه در حدّ اعلى، روايتى از امام صادق (ع) نقل شده است كه به آقايان مى‌فرمايند: «در ارتباط با همسرانتان تا مى‌توانيد «نه» نگوييد.» اين روايت به اين معناست كه دين مبين اسلام مردم را به مهربانى و عطوفت دعوت كرده است.

بهترين راه تربيت، انجام رفتار صحيحى است كه از فردى كه مى‌خواهيم او را تربيت كنيم، انتظار داريم؛ مثلًا اگر پدرى نماز بخواند و در عين حال دروغ هم بگويد، فرزندش اثر نماز و عبادت را در او نمى‌بيند و به دين و نماز روى خوش نشان نمى‌دهد.

حال به بحث تشويق مى‌پردازيم. تشويق امرى عملى است؛ براى نمونه فرض كنيد شخصى پس از بازگشت از «مكّه» براى فردى ديگر از خوبى اين سفر مى‌گويد، اين فرد تشويق مى‌شود كه او هم اين سفر را تجربه كند؛ امّا اگر همين فرد بدون رفتن به مكّه، از خوبى اين سفر بگويد، شخص مقابل به حرف او اعتنايى نمى‌كند؛ چرا كه مى‌داند تجربه‌اى پشت اين حرف نيست. پس براى مؤثّر واقع شدن تشويق، بايد عملًا اقدام نمود.

اگر بخواهيم مثال ملموس‌ترى بزنيم، مى‌توانيم به عكس العمل «آمريكا» در مقابل راهپيمايى‌هاى مردم «ايران»، مانند راهپيمايى ٢٢ بهمن اشاره كنيم. اگر گفته‌ها و نظرات آمريكا را در مورد ايران، قبل و بعد از راهپيمايى مقايسه كنيم، متوجّه مى‌شويم كه نظرات بعد از راهپيمايى ملايم‌تر شده است.؛ زيرا همبستگى مردم را عملًا به آنها نشان داده‌ايم.

اين در صورتى است كه اگر صدها سخنرانى در مورد يكپارچگى ملّت ايران صورت مى‌گرفت، چنين بازخوردى نداشت.

پس براى تشويق فرد به انجام عملى، بايد خود نيز آن عمل را انجام دهيم.

نمونه عينى‌تر اين قضيه، مادرى است كه فرزند خود را به نماز خواندن ترغيب مى‌كند؛ امّا اثرى از آن نماز در خودش يافت نمى‌شود. در نتيجه، فرزند به حرف مادر اعتنايى نمى‌كند. در واقع، مشكل از طرف فردى كه مورد تربيت قرارگرفته است، نمى‌باشد؛ بلكه مربّى عملى را از او مى‌خواهد كه خود به درستى آن را انجام نمى‌دهد و نتيجه اين‌گونه مسائل، سرگشتگى فرزند مى‌شود.

امام سجّاد (ع) در «دعاى ابوحمزه» مى‌فرمايند: «الهى لا تؤدّبنى بعقوبتك؛ خدايا! مرا با عذاب و عقوبتت، ادب نكن.» و در ادامه اين‌طور بيان مى‌كند: «الهى ادّبنى بمحبّتك؛ خدايا! مرا با محبّتت ادب كن.» در واقع، امام سجّاد (ع) با اين نيايش، طريقه صحيح و مؤثّر تربيت را به ما آموزش مى‌دهند.

حتّى خداوند هم در «قرآن»، محبّت‌هايى كه به پيامبر (ص) كرده است، يادآور مى‌شود: «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى‌ وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى‌ وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى‌». به عبارتى محبّت به فرد باعث مى‌شود كه از رفتار شما تبعيت كند.

گاهى والدين به فرزندان خود محبّت بسيارى مى‌كنند؛ امّا هنر اثبات اين محبّت را ندارند. بايد اين نكته را به خاطر داشت كه تأمين نيازهاى مالى، به تنهايى محبّت محسوب نمى‌شود محبّت مادرى كه پولى به فرزندش نمى‌دهد، امّا با مهر مادرى براى او صبحانه آماده مى‌كند، ملموس‌تر و اثرگذارتر از محبّت مادرى است كه به فرزندش پول خريد صبحانه را مى‌دهد.

مرحوم رجبعلى مظلومى، اين قضيه را به صراحت اين‌طور بيان مى‌كند: محبّت كردن، به آخور بستن نيست. به عبارتى محبّت تنها تأمين خورد و خوراك و نيازهاى مالى نيست؛ بلكه هنرى است كه بايد بياموزيم.

در روايات بسيارى، امر به بوسيدن فرزندان شده است كه متأسّفانه اكثر والدين، اين امر را ناديده گرفته و محبّت خود را فرزندانشان نشان نمى‌دهند كه نتيجه آن، عشق زودهنگام افراد در جامعه است؛ چرا كه افراد در خانواده، جملات و رفتار محبّت‌آميز نديده‌اند و به اوّلين شخصى كه اين خلأ روحى را جبران كند، وابستگى روانى پيدا مى‌كنند.

پيامبر اكرم (ص) خطاب به حضرت فاطمه (س) مى‌فرمودند: «فداها أبوها؛ پدرش به فدايش!» و حضرت فاطمه (س) نيز با فرزندان خود با محبّت سرشار صحبت مى‌كردند و در جواب سلام ايشان مى‌فرمودند: «عليك السّلام يا قرّه عينى و ثمره فؤادى؛ سلام اى ميوه دل من و اى نور چشمم!» اين موارد، معناى عينى تشويق صحيح است كه متأسّفانه، كمتر در زندگى افراد جامعه ديده مى‌شود.

مشكلى كه بسيارى از خانواده‌ها با فرزندان خود دارند، اين است كه فرزندى كه در خانه، هيج كمكى به والدين نمى‌كند، براى اقوام نزديك آماده به خدمت است.

علّت اين تفاوت رفتارى، در محبّتى است كه اقوام هنگام بيان خواسته، به شخص ابراز مى‌كنند و در اصطلاح، فرد را به شوق مى‌آورند. در واقع شخصيت و احترامى كه فرد مقابل به شخص مى‌دهد، باعث اين امر مى‌شود. در مقابل، لحن سرد و آمرانه والدين باعث مى‌شود كه فرزند پاسخ مثبتى ندهد.

در قرآن نيز خداوند به پيامبر (ص) امر مى‌كند كه از مردم صدقه و زكات گيرد (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً) و چون پرداخت پولى براى هيچ كس خوشايند نيست، خدا بعد از اين دستور مى‌فرمايند: «... تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ ...؛ آنها را پاك و پاكيزه مى‌كنم.» چرا كه اين كار كه نوعى تشكّر است و موجب آرامش آنها مى‌شود (إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ) در واقع خداوند، طريقه مطالبه صحيح را به ما نشان مى‌دهد.

منبع: نشريه خانواده خوشبخت، شماره ١، صص ٣٢- ٣٣