ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - منصب هاى دولتى
گفتههايش نمايان مىشود. پرل در مصاحبهاى با «بى. بى. سى» در سال ٢٠٠٣ م. گفت: براى آنهايى از نسل من كه امروز درگير سياست دفاعى و خارجى هستند، نقطه عطف تاريخى ما، قطعاً و يقيناً هولوكاست بود. هولوكاست يك نابودى بود، نسلكشى تمامى انسانها و آن به اين دليل به وقوع پيوست كه ما در ارائه يك پاسخ مناسب و به موقع، به تهديدات پيش روى خود غفلت كرديم. ما نمىخواهيم كه اين امر دوباره رخ بدهد؛ وقتى ما توانايى اين را داريم تا با رژيمهاى توتاليتر مقابله كنيم، پس بايد قطعاً اين كار را انجام دهيم؛ زيرا اگر ما از انجام اين كار قصور ورزيم، نتايج و پيامدهاى آن بسيار فاجعه بار خواهد بود. (جيم لوب، ١١ مى ٢٠٠٥ م.).[١] به طور مشابه، در كتابى كه پرل با همكارى ديويد فرام[٢] در سال ٢٠٠٤ م. با عنوان «پايانى بر شرارت»[٣] منتشر كرد، اينطور بيان مىكند: براى ما، تروريسم بزرگترين شرارت زمان ما باقى مىماند و جنگ عليه شرارت، انگيزه اصلى و بزرگ نسل ما براى مقابله با آن ...، راه وسطى براى آمريكايىها وجود ندارد؛ يا پيروزى يا هولوكاست.[٤]
اين ديدگاه راديكال نسبت به امور خارجى، واكنش پرل به يازده سپتامبر و واكنش اوّليه وى به رشد روز افزون بىثباتى در خاورميانه، پس از حمله آمريكا به عراق را عميقاً تحت تأثير قرار داد؛ براى مثال به رغم رشد خشونت در عراق در اواخر ٢٠٠٥ م.، پرل به يك استراتژى بزرگتر، تغيير رژيم[٥] در خاورميانه كه هم «سوريه» و هم «ايران» را در برگيرد، متعهّد بود. در مورد سوريه، پرل ميزبانى يك سرى جلسات را در اواخر سال ٢٠٠٥ م. ما بين چلبى و فريد الغادرى،[٦] تبعيدى سورى و رئيس حزب اصلاحات سوريه،[٧] به عهده داشت. الغادرى به «وال استريت ژورنال» گفت: چلبى راه عراق را هموار كرد و ما هم به دنبال انجام همين كار در سوريه هستيم. پرل اظهار داشت: هيچ دليلى مبنى بر اينكه فكر كنيم از مشاركت با سوريه، تغييرى حاصل مىشود، وجود ندارد و اضافه نمود كه بشّار اسد، رئيس جمهورى سوريه، هرگز به اين اندازه ضعيف نبوده است و ما بايد از اين فرصت كمال استفاده را ببريم.[٨]
در مورد ايران، پرل، وزارت خارجه و كاندوليزا رايس را براى اينكه در مقابل حكومت ملّاها ضعيف عمل مىكنند، سرزنش كرد. در شماره ٢١ جولاى ٢٠٠٦ م. نشريه مؤسسه آمريكايى اينترپرايز (كه نسخهاى از آن در ٢٥ ژوئن ٢٠٠٦ م. در «واشنگتن پست» چاپ شد)، با عنوان «چرا بوش به ايران چشمك مىزند؟ (از كاندوليزا بپرسيد)»، [٩] پرل ادّعا كرد كه پيشنهاد مذاكره با ايران در مورد برنامه هستهاى، به سياست مماشات،[١٠] شبيه شده است. وى نوشت: نزديكى و مجاورت در سياست و سياستگذارى، امرى حياتى است و جغرافياى اين دولت عوض شده است. كاندوليزا رايس از «كاخ سفيد» به وزارت خارجه نقل مكان كرده است؛ جايى كه چيزى حدود يك مايل فاصله دارد. چيزى كه مهم هست، اين نيست كه او (رايس) از دسترسى و تماس با كاخ سفيد محروم شده است؛ امّا نفوذ رايس بر روى رئيس جمهور كاسته نشده است. وى الآن در ميان و نماينده يك بنياد ديپلماتيك است كه كارش