ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - راز دشمنى
راز دشمنى
همه آنچه كه طى هفتههاى اخير در مورد نقض تعهّدات چندباره غرب و به ويژه «آمريكا» در برابر «ايران» اتّفاق افتاد، براى بسيارى، غيرمنتظره و شگفتىآور بود؛ گويى دچار شوك شده باشند. شايد پيش خود مىانديشيدند، مگر مىشود ژرفاى كينورزى عليه ساكنان سرزمينى، چون ايران و وسعت بدعهدى و پيمانشكنى غرب تا به اين حد باشد كه هيچ پيمان و قرارى، حتّى براى يك دوره شش ماهه پاس داشته نشود. شايد جماعتى نيز، در پى توجيهات و بهانهتراشىهاى سياستمداران غربى، اميد بازگشت آنان بر سر عهد منعقد شده را در دل زنده نگه داشته باشند.
اشتباه نشود، نگارنده بناى ورود به مجادلات جارى در ميان دو جريان سياسى مطرح امروز ايران را ندارد. ايراد سخن در اينباره، وجهى ديگر دارد.
سالها پيش از اين، وقتى از پشت تريبون سخنرانى در يكى از دانشگاههاى شهرهاى جنوبى پائين آمدم، مواجه با سؤال دانشجويى شدم. او از علّت كينورزى، عداوت و لجاجت غرب و سياستمداران غربى عليه «ايران» و ساكنان اين ديار مىپرسيد. براى خود فرضى هم ساخته بود و بر آن پاى مىفشرد و مىگفت: اگر ما دست از اينهمه مجادله و نقد عليه غرب و يهود برمىداشتيم و سر خود مىگرفتيم و راه خود مىرفتيم، آنها هم دست از سر ما برمىداشتند و ...
سرانجامِ آن گفتوگوى چند دقيقهاى من و آن دانشجوى جنوبى، به نگارش كتاب «مثلّث مقدّس» انجاميد.[١] در آنجا، به عنوان معلّمى در حوزه مطالعات فرهنگى، به نحو مبسوط از راز عداوت غرب عليه اسلام و مسلمانان سخن به ميان آورده و دلايل خود را در وجوه مختلف برشمردم.
از ميان همه مردم، دو گروه در وقت مواجهه با نقض پيمان غرب و يهود، در برابر مسلمانان و به نحو خاص، ايرانيان، دچار سكته ناقص نمىشوند: گروه اوّل كسانى هستند كه درباره ايران، جغرافياى فرهنگى و مذهبىاش، موقعيت جغرافيايى خاكىاش، نقشآفرينى تاريخىاش در ميان هزارهها و سرانجام احتمال نقشآفرينىاش در تاريخ فردا، مطالعه جدّى دارند و گروه دوم، كسانى هستند كه درباره غرب، به ويژه ايالات متّحده آمريكا، سابقه شكلگيرى تاريخش، پيشينه فرهنگى و مذهبىاش در پيوست با مسيحيت پروتستانى و سرانجام نقشه كلّى يهود براى دستيابى به سلطنت جهانى در تاريخ فردا، مطالعه جدّى