ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - اكمال دين توسط خداوند
اكمال دين توسط خداوند
اسماعيل شفيعى سروستانى
امام باقر (ع) در بيان ماجراى غدير فرمودند:
«... جبرئيل نازل شده و خطاب به پيامبر (ص) گفت: خداوند پس از ابلاغ سلام، مىفرمايد: «زمان وفات تو نزديك شده و مدّت رسالتت را به پايان است و بدان كه من تو را بىهيچ چاره و گريزى فرا مىخوانم. پس عهد خود بنما و سفارشت را ايراد كن و آنچه علم دارى، از خود و ميراث علوم انبياى پيشين و سلاح و تابوت و آثار و آيات رسالت دارى، به وصى و خليفهات و حجّت بالغه بر خلقم، على بن ابىطالب بسپار و او را همچون نشانهاى براى مردم برپا كن و عهد و ميثاق او را تجديد نما و به ايشان تمام عهود و نيز پيمانى را كه از ولايت على بن أبىطالب، ولى خود و مولاى آنان و همه مرد و زن مؤمن بستهام، به ايشان يادآورى كن.»[١]
رسول مكرّم (ص) كه معصوميتش مورد گواهى خداوند متعال است و پيراستگىاش از هرگونه خودسرى، در ماجراى تاريخى غديرخم، در خطابه بلندى، انتصاب امام على (ع) را در منصب امامت جعل خداوند متعال اعلام كرده و همگان را به گردن نهادن به ولايتش دعوت كردند.
رسول خدا (ص) در خطابه بلند «غدير» فرمودند:
«اى گروه مردم! بدانيد كه خداوند متعال على بن أبى طالب را بر شما ولى و امام قرار داده و اطاعت او را به نيكويى بر تمام گروههاى مهاجر و انصار و تابعان آنان و بر حاضر و غايب و عرب و عجم و كوچك و بزرگ و عبد و آزاد و بر هر خداپرست، واجب فرموده است. او فرمانش قابل اجرا و سخنش مقبول و امرش نافذ است. مخالف او ملعون و پيرو او مشمول رحمت خداوند است و هر كس او را تصديق كند و به او گوش بسپارد و از او اطاعت كند، مشمول غفران خداوند گردد.»[٢]
پيامبر (ص) فرمودند:
«خداوند با عزّت و جلال، توسط جبرئيل به من فرمود: «هر كس كه بداند و دريابد كه هيچ خدايى جز من نيست (توحيد) و محمّد، بنده و رسول من است (نبوّت) و على، ولى و خليفه و حجّت من است و امامان پاكيزه از فرزندان او حجّتهاى من هستند (امامت)، او را به موجب رحمت خود داخل بهشت كرده و به مقتضاى عفو و بخششم، از آتش دوزخ نجات خواهم داد و همجوارى خود را برايش اختيار كنم و كرامت و نعمتم را براى او لازم و تمام خواهم كرد و از بندگان مخصوص و برگزيدهام قرارش دهم و دعايش را اجابت كرده و درخواستش را عطا مىكنم و چون سكوت كند، من آغاز كلام نمايم و اگر بدى كند، باز به او ترحّم مىكنم و اگر از نزد من بگريزد، او را به سوى خود مىخوانم و چون به سوى من باز گردد، او را مىپذيرم و اگر درب مرا بكوبد، برايش مىگشايم.
و هر كس به وحدانيت من گواهى ندهد يا گواهى به آن دهد، ولى به رسالت بنده و رسولم، محمّد معتقد نباشد يا آن را قبول كند، ولى خلافت على بن ابىطالب را نپذيرد يا آن را قبول كند، ولى امامت امامان پاكيزه از فرزندان على را قبول نكند، اينچنين فردى نعمت مرا انكار و جلالم را كوچك شمرده و به كتابها و آيات من كافر شده است و اگر چنين فردى قصد مرا كند، در پيش روى او حجاب گذارم و چون از من درخواست كند، او را محروم نمايم و اگر مرا بخواند، ندايش را نمىشنوم و چون دعا كند، او را اجابت نمىكنم و چون به من اميد بندد، نااميدش سازم و اينها همه جزاى اعمال اوست كه از من به او