ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - تأكيد بر تعرف ولايى انسان
و رسالت او، نزديك شدن به مبدأ و معدن و منتهاى انسانيت، يعنى وجود مقدّس امام و حجّت خداست. اين است آن نتيجه متعالى كه هر انسان فرزانه و فهيمى بايد از اين بحث اتّخاذ كند و به تعبير حضرت اباعبدالله (ع) در حديث گذشته، بايد بكوشد هرچه بيشتر به امام و مولايش شباهت يابد تا در مراتب انسانيت بالا رود و والا شود.
در باورهاى فضيلتمندانه و انسانى هر كس، اين ارتكاز ذهنى و اين گرايش و علاقه موج مىزند كه همه او را انسان بدانند و هيچگاه خطاب حيوان به خويش را برنمىتابد؛ امّا اين عمقنگرى و ژرفانديشى نيز بايد نهادينه گردد كه راه انسانيت همواره از كوى ولايت مىگذرد و خارج از آن، جز از حيوانيت و مراتب پستتر از آن، خبرى نيست.
در پايان مقال، چنانكه در اثناى آن نيز اشارت رفت، بر اين نكته تأكيد مىكنيم كه بحث حاضر، بايد در تمامى ابعاد زندگى ما جريان داشته باشد؛ همچون بعد اجتماعى، سياسى و حاكميتى؛ يعنى همه، خصوصاً دولتمردان، مسئولان و مديران نظام، بايد تمام همّ و غم و مشى اجتماعى و سياسى خود را در منظومه ولايى دين، يعنى بر محور ولايت تعريف كرده و بنگرند. روشن است كه اين امر، صرفاً اعتقاد واقعى و التزام راستين به ولايت مىطلبد و اجتناب از اغراض سياسى و جناحى و دورى از اهداف قدرتطلبانه و تماميتخواهانه و خصوصاً ارتباط و دلبستگى به بيگانگان كه دشمنان بزرگ اسلام و ولايت و انسانيت به شمار مىروند، از لوازم حتمى و مقطعى آن است. خلاصه آنكه وقتى كار از تظاهر به ولايتمدارى بگذرد و رگههاى مخالفت نيز آشكار گردد، در اين صورت، ديگر خروج انسان از دايره انسانيت و دين نيز براى صاحبان بصيرت، آشكار خواهد بود.
بارى؛ اين گوهر گرانبار معرفتى از بحث حاضر به خوبى استنباط مىگردد كه مديران و مسئولان بلند پايه نظام موظّف هستند تا آن را به سوى مقصدى هدايت كنند كه در آن، بزرگترين فضيلت آدمى، يعنى انسانيت افراد در جامعه، شكوفا گردد. ترجمان معرفتى و دينى و ولايى جمله مزبور، آن است كه بزرگترين مسئوليت و وظيفه آنان، سوق دادن نظام و جامعه و سياست، به سوى امام عصر (عج) و مكتب و راه او است و از آنجا كه در زمان غيبت، ولايت آن حضرت در ولايت نايب او، يعنى ولى فقيه متبلور و متجلّى مىگردد، پس آن بزرگترين مسئوليت، لاجرم در ولايتپذيرى و ولايتمدارى نسبت به نايب امام معصوم (ع)، تحقّق مىيابد.
اين، همان مبناى علمى، دينى و عقلانى مطلبى است كه در سطور بالا گذشت و هر انسان فرزانه دينمدارى، در مقابل آن سر تعظيم فرود مىآورد (مگر سياستزدگان بىسوادى كه صداى أنا رجل آنان، گوش فلك را كر كرده است.)
و در يك سخن، آنگاه كه انسان كامل ظهور كند، نه تنها دنيا را از عدالت، كه از انسانيت پر خواهد كرد و در حقيقت، انسانيت از او سرريز و دنيا از آن، لبريز خواهد گشت.
پىنوشتها:
[١]. آيتالله جوادى آملى، «تفسير انسان»، ص ١٣٧، آيتالله حسنزاده آملى، «شرح رساله رابطه علم و دين»، ص ٢٦٢.
(٢). «تفسير انسان به انسان»، ص ١٤٩.
[٣]. بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، «البرهان فى تفسير القرآن»، قم، چاپ اوّل، ١٣٧٤ ش، ج ٢، ص ٢٢٦.
[٤]. نمونهاى از آنچه در روايات در شأن فقهاى جامع الّشرايط به عنوان نايب امام معصوم (ع)، وارد شده است كه هركس آنان را رد كند، امام معصوم را رد كرده است، ر. ك به «وسائل الشّيعه»، ج ١٨، صص ٩٨- ١١١ (خصوصاً حديث اوّل و نهم).
[٥]. «روضه كافى»، ج ٢، ص ٨٢، حديث ٣٣٩.
[٦]. همان، ج ١، ص ١٤٨، حديث ٣٦. صورت كامل حديث، چنين است. امام صادق (ع) به سعيدبن يسار فرمودند: «خداى را سپاس كه فرقهاى مرجئه شدند، فرقهاى حروريه و فرقهاى ديگر قدريه؛ امّا شما، شيعيان على (ع)، ترابيه، ناميده شديد (منسوب به اميرالمؤمنين (ع) كه ابوتراب لقب گرفت).» سپس حضرت فرمودند: «به خدا سوگند! كه نيست آن حقيقت جز خداى يگانه كه شريكى ندارد و رسول خدا و خاندان او و ناس، جز ايشان كس ديگرى نيست.» سپس سه مرتبه فرمودند: «على بعد از پيامبر افضل مردم و اولاى آنان نسبت به آنان بود.»