ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - اختلاط و جدايى دو جبهه حق و باطل
روايات است:
«وَ هُوَ يَجْرِى مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ فِى الْعُرُوق»[١] در رگ و خون ما نفوذ مىكند، وسوسه مىكند؛ حضرت حق به او اجازه دادند، مثل خونى كه در رگ و پى ما هست، ورود پيدا كند، حتّى به نقل قرآن:
«الَّذِييُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ»[٢]
تا اينجا هم پيش مىرود. تزيين و اغواء مىكند: «لَأُزَيِّنَنَّلَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»[٣]
نفخ و نفث و همز و لمز دارد. در ادعيه و روايات است كه شيطان مىدمد و همز و لمز و نفوذ مىكند و ما را به همز و لمز خودش با نفخات خودش مبتلا مىكند. در اين دنيا، شيطان نفوذ دارد و در خانههاى ما رفت و آمد و در رگ و پى ما وسوسه مىكند؛ البتّه به تعبير قرآن نمىتوانند ما را مجبور كنند و خداى متعال در اين اختلاط، به آنها سلطه نداده است. «إِنَّماسُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ»[٤]
امّا اگر او را قبول كردى، سلطه پيدا مىكند؛ ولى تا قبل از سلطه شيطان و اولياى طاغوت، اجازه وسوسه و تزئين و اغوا دارند؛ ولى در عالم بعد، اينگونه نيست.
يكى از نكات سوره «هل أتى» كه سوره شفاعت اميرالمؤمنين (ع) است و فقط يك بار هم در قرآن آمده، اين است: «وَإِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً»[٥]
در فضاى ابرار و اولياى الهى نعيم و ملك كبير است، امام رضا (ع) فرمودند: «نعيم، يعنى ولايت ما. ابرار غرق در نعيم و در ملك كبيرند.» ملك كبير، ملك اميرالمؤمنين (ع) و ملك اهل بيت (ع) است. صاحب ملك كبير كسى است كه مَلَك هم بدون اذن او در ملكش رفت و آمد نمىكند و اميرالمؤمنين (ع) هم اكنون اينطورند؛ يعنى ملك هم بدون اجازه حضرت در ملكش رفت و آمد نمىكند.
«إِنَّالْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً»[٦] در عالم آخرت كه مىرويم، صفها جدا شده و مؤمنان وارد بهشت مىشوند. محيط زندگى ابرار در عالم آخرت، نعيم و ملك كبير است. در روايات است كه ملك كبير، يعنى مؤمن در بهشت، آنقدر جايگاه در نزد خداى متعال پيدا مىكند و حفظه و ابواب و دربان دارد كه هر كسى نمىتواند در خانهاش بيايد، حتّى ملائكه وقتى مىخواهند وارد بشوند، بايد اجازه بگيرند و بدون اجازه رفت و آمد نمىكنند؛ امّا در دار دنيا، اينگونه نيست؛ مگر آنهايى كه وارد ملك عظيم اميرالمؤمنين (ع) در دار دنيا شده و به حقيقت ولايت رسيدهاند. آنها در همين دنيا هم ممكن است شيطان ديگر حقّ رفت و آمد در خانه آنها را نداشته باشد و الّا شياطين در خانه مؤمنهاى معمولى رفت و آمد و حتّى وسوسه و تزئين و اغوا هم مىكنند؛ ولى وقتى وارد عالم آخرت و وارد ملك كبير امام (ع) شديم، از هم جدا شده و دو دستهايم؛ يك دسته شياطينند كه دنبال ائمّه خودشان مىروند و يك دسته هم مؤمنانند كه دنبال اميرالمؤمنين، امام المؤمنين، سيدالموحّدين (ع) مىروند و وارد ملك كبير مىشوند. در ملك كبير، شياطين و حتّى ملائكه هم بدون اذن حق ندارند وارد بشوند؛ يعنى اينقدر ساحت عظيم است؛ و الّا ملائكه كه همه نورند و كارى غير از هدايت و نورانيت ندارند هم بايد اذن بگيرند و وارد بشوند.
بنابراين، اين اختلاطى كه در عالم است، تفكيك و عوالم جدا مىشود و نفوذ عالم شرور به عالم خيرات بسته مىشود و ائمّه نار هيچ نفوذى ندارند و قدرت وسوسه ابليس در قيامت، از او گرفته مىشود. البتّه يك مرحلهاش هم در همين دنيا اتّفاق مىافتد كه طبق روايات، مراحلى از تفكيك در همين عالم دنياست.
يكى از رواياتى كه در باب طول غيبت امام زمان (عج) است، روايت معروفى است كه سدير نقل مىكند. مىگويد من و اصحاب خصوصى بر امام صادق (ع) وارد شديم، ديديم چشم حضرت پر از اشك است و لباس مخصوص حالت حزن و اندوه دارند. ما حال حضرت را ديديم، نگران شديم. عرض كرديم: آقا! چه اتّفاقى افتاده است؟ فرمودند: «من در «كتاب جفر» كه يكى از كتبى است كه در محضر ائمّه از علوم مختصّه ائمّه است، احوال وجود مقدّس امام زمان، حضرت بقية الله را مىديدم و اين حالت به من دست داده.» مىگويد: ديديم حضرت مشغول اشك ريختن هستند و مىفرمايند: «سَيِّدِى غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِى وَ ضَيَّقَتْ عَلَىَّ مِهَادِى وَ ابْتَزَّتْ مِنِّى رَاحَةَ فُؤَادِى؛[٧]