ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - روانشناسى كريم
روانشناسى كريم
هادى خراسانى
«لَقَدْكَرَّمْنا بَنِي آدَمَ؛[١]
ما فرزندان آدم را كرامت بخشيديم.»
كرم از مادّه كرامت به معناى ارجمند، گرامى و مفيد فايده است. عرب وقتى مىخواهد كسى يا چيزى را غير مفيد معرّفى كند، مىگويد: لا كرامه فيه.
كريم، يعنى با شخصيت، اصيل و شريف.
كرامت، يعنى ارزشمندى، بزرگمنشى و آبرودارى.
كريم كسى است كه برخوردار از عزّت نفس بالاست.
كرامت دور شدن از هر پستى و فرومايگى است.
كريم بدون چشمداشت مىبخشد و بلاعوض سود مىرساند. پس آنكه به خاطر جلب سود يا رهايى ديگران مىبخشد، كريم نيست.
كريم، يعنى بزگوار و نيكوكار.
كريم، جوانمرد و با مروّت است.
كريم از عار و ننگ مىپرهيزد.
كريم از گناه درمىگذرد.
كريم، بخشاينده، بخشنده و سخى است.
كريم، رحيم، آمرزنده، جواد و كثيرالنّفع است.
كريم، نيكوترين هركس يا چيزى است.
كريم، بلندهمّت و با جلال و جبروت است.
كريم، مهربان و خيرخواه است.
كريم، نيك انديش و نيك نهاد است.
كريم، سليم النّفس و با ملاطفت است.
كريم نيكوخصال و نيك خصلت است.
كريم الطّرفين، يعنى كسى كه از هم از طرف پدر و هم از طرف مادر، اصيل است؛
كريم النّفس، يعنى نيكنفس كه نفسى كريم و طبع و نهادى بزرگوار دارد.
در سخنى از پيامبر (ص)، مردمان چهارگونهاند:
١. سخى: آنكه مىخورد و مىخوراند؛
٢. كريم: آنكه نمىخورد؛ ولى مىخوراند؛
٣. بخيل: آنكه مىخورد و نمىخوراند؛
٤. لئيم: آنكه نمىخورد و نمىخوراند.
كريم كسى است كه:
١. «مِنْ أَشْرَفِ [أَفْعَالِ] أَعْمَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ»[٢]
آنچه از ديگران مىداند، ناديده بگيرد؛
٢. «الْكَرِيمُ يَبْتَهِجُ بِفَضْلِهِ وَ اللَّئِيمُ يَفْخَرُ بِمِلْكِهِ»[٣]
از برترىهاى معنويش خوشحال است؛ در حالى كه انسان پست به دارايىاش مىنازد؛
٣. «لا تشكوَنَّ الله إلى الخَلقِ تَكُن أَكرَمِ النَّاسِ»[٤]
از خداوند پيش مردم شكايت نمىكند؛
٤. «إِذَا سَافَرْتَ مَعَ قَوْمٍ ... كُنْ كَرِيماً عَلَى زَادِكَ بَيْنَهُم»[٥]
از زاد و توشهاش به همسفرش كريمانه مىبخشد؛
٥. «ثَلَاثَةٌ لَا يَنْتَصِفُونَ مِنْ ثَلَاثَةٍ: الْعَاقِلُ مِنَ الْأَحْمَقِ، وَ الْبَرُّ مِنَ الْفَاجِرِ، وَ الْكَرِيمُ مِنَ اللَّئِيمِ»[٦]
از فرومايه انتظارى ندارد؛
٦. «سُنَّةُ الْكِرَامِ الْجُودُ»[٧]
بخشندگى شيوه اوست؛
٧. «قُلْلَهُما قَوْلًا كَرِيماً»[٨]
بدى را به نيكى پاسخ مىدهد؛
٨. «و كان الكاظمُ سَخيَّاً كَريمَاً وَ كَانَ يَبْلُغُهُ عَنْ رَجُلٍ أَنَّهُ يُؤْذِيهِ، فَيَبْعَثُ إِلَيْهِ بِصُرَّةٍ فِيهَا أَلْفُ دِينَار»[٩]
براى بدگويانش هديه مىفرستد؛
٩. «قُلْلَهُما قَوْلًا كَرِيماً»[١٠]
به پدر و مادرش پرخاش نمىكند و شايسته سخن مىگويد؛
١٠. «مِنَ الْكَرَمِ الْوَفَاءُ بِالذِّمَم»[١١]
به پيمانها وفادار است؛
١١. «لِلْكِرَامِ فَضِيلَةُ الْمُبَادَرَةِ إِلَى فِعْلِ الْمَعْرُوفِ وَ إِسْدَاءِ الصَّنَائِع»[١٢]
به سوى نيكوكارى و احسان شتاب دارد؛
١٢. «لَا كَرَمَ كَالتَّقْوَى»[١٣]
پرهيزكار است؛
١٣. «وَ الْإِعْطَاءُ قَبْلَ السُّؤَا»[١٤]